نذری مسموم

محرم و صفر امام خمینی

نهضت جاودانه سید الشهداء علیه السلام رمز حیات اسلام و بویژه مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است . چه زیبا گفت بنیان گذار انقلاب حسینی ایران که « این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است » آری اگر « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » ی نهضت حسینی نبود مکتب شیعه زیر چکمه یزیدیان نابود می شد .

رمز پویایی و ظلم و کفر ستیزی مذهب شیعه عاشورا است . این عاشورا است که در هر زمان شیعه را در مقابل یزید زمان قرار می دهد و او را وادار به قیام علیه ظلم و ستم می کند .

 

در طول تاریخ یزیدیان این نکته را خوب دریافته اند و فهمیده اند که تا شیعه محرم و عاشورا دارد قابل سلطه نیست و زیر بار ذلت نمی رود چراکه ذکر روز و مشق شبشان « هیهات منا الذله » است .

دشمنان خدا همیشه همتشان این بود تا نهضت حسینی را کم رنگ کنند یا به تحریف بکشانند و بدینوسیله به اهداف شوم خود برسند ، غافل از اینکه « والله متم نوره ولو كره الكافرون » .

 

امسال نیز مانند سالهای گذشته تخریب ها علیه عزاداری سید الشهداء علیه السلام و شعائر حسینی وجود داشت اما کمی پر رنگ تر و در شکل های متفاوت تری نسبت به سالهای قبل .

از جمله این اقدامات می توان به حمله و تهمت زنی به اطعام عزاداران حسینی و نذری هایی که ارادتمندان مکتب اهل بیت علیهم السلام به جهت ابرار ارادت به ساحت مقدس سید الشهدا و یاران با وفایشان علیهم السلام انفاق می کردند ، اشاره کرد .

 

اطعام عزاداران و نذری دادن در ماه محرم و صفر و ایام عزاداری اهل بیت علیهم السلام یکی از شعائر دینی است که علاوه بر اطعام نیازمندان جلوه ای از  ازخود گذشتگی و ایثار و انسان دوستی محبین اهل بیت است .

 

امسال شاهد بودیم که دشمنان اسلام و یزیدیان زمان و مزدورانشان با ترویج شایعاتی مانند اینکه احتمال مسموم بودن نذری ها یا اینکه داعش و … اقدام به پخش غذا های سمی و کشنده به صورت نذری خواهند کرد ، سعی کردند مردم را نسبت به این مساله بدبین کنند و با کساد کردن بازار نذری دادن و نذری گرفتن این سنت حسنه را از بین ببرند .

 

از جمله جریاناتی که به این شایعات دامن زد و مؤیدی بر آنها شد جریان پزشک شیّاد تبریزی بود.

پزشکی که گفته می شود برای درمان برخی از بیمارانش گوش دادن به ترانه های شجریان را تجویز می کرد ، غافل از اینکه « الا بذکر الله تطمئن القلوب » ،اگر در ترانه های شجریان شفای جان بود که خودش را شفا میداد و اگر شفای روح بود روح بیمار این طبیب را.

پزشکی که بر اساس تحقیقات مراجع ذی صلاح خیّر بودن او هرگز اثبات نشد بلکه معروفیت وی ساخته و پرداخته برنامه های خود این فرد بود .

او که مدعی بود فردی ناشناس تعدادی غذای نذری برایش آورده و با خوردن این غذاهای نذریِ امام حسین علیه السلام ، افراد خانواده اش مسموم شده و فوت کرده اند .

عده ای فرصت طلب نیز ، فرصت به وجود آمده را مغتنم شمرده و از آب گل آلود ماهی گرفتند و با مصادره کردن این فرد به عنوان اصلاح طلب سعی در تخریب انقلابیون نمودند  اما « مکروا و مکر اللَّه واللَّه خیر الماکرین » ، دست طبیب قاتل رو و رشته ها پنبه شد ، پزشک به قتل اعتراف کرد و رو سیاهی اش برای فرصت طلبان ماند .

طلبه بی تعارف

از دیگر حملاتی که بر علیه نذری ها بود ، شبهه نخ نما شده و رنگ باخته ای بود که سالها دست آویز این بیچارگان است و در سایر شعائر دینی نیز آن را مطرح می کنند و آن اینکه بجای صرف اینهمه هزینه برای نذری دادن ، این پول را به نیازمندان و فقرا و گرسنگان پرداخت کنید در حالی که عام و خاص شاهد و آگاه هستند که اگر نیازمندان و فقرای جامعه در مقطعی از سال سیر می خوابند و چلو و پلو میل می کنند همین ایام است .

غذای نذری نیازمندان و فقرا - طلبه بی تعارف

این مدعیان روشنفکری ، این درماندگان، به گونه ای دم از فقرا و گرسنگان جامعه می زنند که شخص ناآگاه خیال می کند اینها هزینه عیش و نوش خود در عشرتکده ها و کاباره های آنتالیا و ارمنستان یا هزینه های گزاف پارتی ها و عروسی های چند ده و چند صد میلیونی خود را صرف کمک به نیازمندان و بینوایان می نمایند در حالیه که همه همّت اینها ارضای نفس خویش و پر کردن شکم های خود و سگهایشان است .

غذاهای اشرافی - دست نوشته های طلبه بی تعارف

اگر در این جامعه کسی به فقیر نیازمندان باشد ، ارادتمندان و پیروان همان آقایی اند که بعد از شهادتش علاوه بر زخم های شمشیر و نیزه و … زخم کهنه ای بر شانه مبارکش بود ، زخمی که جای انبان نان و آذوقه ای بود که برای نیاز مندان جامعه می برد و در راه خدا انفاق می کرد .

ای بیچارگان ، درخت تنومند هزار و چهارصد ساله نهضت حسینی با خون بهترین و پاکترین شهیدان عالم آبیاری شده است ، خون بهترین بندگان خدا ، حال حشراتی خرد و ناتوان چگونه می توانند خدشه ای بر آن وارد سازند ؟

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست               عرض خـود می‌بـری و زحمـت ما مـی‌داری

تو بـه تقصیـر خود افتادی از ایـن در محروم                از کـه مـی‌نـالـی و فـریـاد چـرا مـی‌داری