مقدمه
از دیر باز عقاید مهم تشیع، مورد هجمه ی دشمنان و مخالفین قرار گرفته است، واین هجمه ها در بعضی از زمان ها، شدت بیشتری به خود می گیرد که البته با دروغ و تهمت و افتراء و سیاه نمایی فروانی همراه می شود، از جمله عقاید مسلم و روشن مدرسه حقه ی اهل بیت علیهم السلام که مورد هجمه ی مخالفین قرار گرفته است، عزاداری در ایام محرم برای سید و سالار شیهدان حضرت ابا عبدالله علیه السلام می باشد، گرچه همیشه این عقیده مهم مورد هجوم دشمنان ومخالفان اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته، ولی در ایام محرم این هجمه ها شدت بیشتری به خود می گیرد تا بلکه بتوانند با سیاه نمایی و افتراء، جوانان و مردم را نسبت به این مسأله دچار تردید کنند و در نتیجه باعث دوری آنها از اهل بیت علیهم السلام شوند.

از جمله شبهاتی که در ایام محرم الحرام از جانب دشمنان اهل بیت علیهم السلام مطرح می شود، عدم وجود فرهنگی به نام عزاداری برای اباعبدالله علیهم السلام در بین معصومان علیهم السلام می باشد، به عبارتی دیگر مخالفان مکتب اهل بیت علیهم السلام می گویند اگر واقعا عزاداری برای امام حسین علیه السلام جائز و مشروع بوده پس چرا این فرهنگ در بین ائمه و اهل بیت علیهم السلام رائج نبوده و روایت صحیح السندی در این باره نقل نشده؟

اینگونه سؤال ها و شبهات که از مخالفین مطرح می گردد بی شک ناشی از جهل و نادانی و یا عناد و دشمنی می باشد؛ زیرا فرهنگ عزاداری در بین ائمه ی معصومان علیهم السلام در روایات و کتاب های حدیثی شیعه به قدری نقل شده است، که به جرأت می توان گفت درجه ی تواتر معنوی بلکه فوق تواتر را دارد، از طرفی در بین اهل علم مبرهن است مسئله ی که با تواتر ثابت می شود نیاز به بررسی سندی ندارد. علی رغم اینکه صرف نظر از مطلب فوق،‌ سند تعدادی از این روایات نیز از نظر دانش حدیث از اعتبار کافی بر خوردار می باشد.

از طرفی گریه و عزاداری بر امام حسین علیه السلام، نه تنها بعد از شهادت ایشان بلکه حتی قبل از شهادت آن حضرت در روایات اهل بیت علیهم السلام به فروانی نقل شده است، که این مسئله نه تنها نشانه ی رایج بودن فرهنگ عزاداری در بین اهل بیت علیهم السلام می باشد بلکه از اهمیت گریه و عزاداری برای امام حسین علیه السلام حکایت دارد.

حال با توجه به مقدمه ی مذکور، در این مجال روایات عزاداری معصومان علیهم السلام را به ترتیب [از رسول خدا صلی الله علیه وآله تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف] نقل می کنیم. لازم به ذکر است این روایات از معصومان علیهم السلام یکسان نبوده، و با توجه به شرائطی که ائمه علیهم السلام در آن به سر می بردند، از بعضی امامان علیهم السلام روایاتی زیادی در این زمینه نقل شده و از برخی دیگر، روایت های کمی یا اصلا روایتی نقل نشده است؛ ولی در کل، تواتر عزاداری بر امام حسین علیه السلام به روشنی ثابت می باشد.

گریه ی حضرت رسول اکرم ص بر امام حسین علیه السلام
روایات فروانی، از حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه واله وسلم، در زمینه گریه بر حضرت ابا عبدالله علیهم السلام قبل از شهادتشان در کتب روایی شیعه نقل شده است، این روایات دو دسته است در بعضی از روایات دیده می شود که پیامبر اکرم صلوات الله علیه برای مردم و یا اهل بیت علیهم السلام روضه خوانی می کند و مصائب اباعبدالله علیهم السلام را بیان کرده و بقیه نیز با صدای بلند گریه می کردند، و در برخی حضرت رسول صلی الله علیه وآله برای آن حضرت گریه می کنند.

روضه خوانی پیامبر اکرم ص وگریه مردم:
قال رواه الحدیث. فلما أتت على الحسین علیه السلام من مولده سنه کامله هبط على رسول الله صلى الله علیه واله وسلم إثنى عشر ملکا أحد هم على صوره الأسد، والثانى على صوره الثور، والثالث على صوره التنین، والرابع على صوره ولد آدم، والثمانیه الباقون على صور شتى محمره وجوههم باکیه عیونهم قد نشروا أجنحتهم وهم یقولون، یا محمد صلى الله علیه واله وسلم سینزل بولدک الحسین علیه السلام ابن فاطمه ما نزل بهابیل من قابیل وسیعطی مثل أجر هابیل ویحمل على قاتله مثل وزر قابیل ولم یبق فی السموات ملک مقرب إلا ونزل إلى النبی صلى الله علیه واله وسلم کل یقرئه السلام ویعزیهفی الحسین علیه السلام ویخبره بثواب ما یعطى ویعرض علیه تربته والنبى صلى الله علیه واله وسلم یقول: اللهم اخذل من خدله واقتل من قتله ولا تمتعه بما طلبه. قال فلما أتى على الحسین علیه السلام من مولده سنتان خرج النبی صلى الله علیه واله وسلم فی سفر له فوقف فی بعض الطریق وإسترجع ودمعت عیناه فسئل عن ذلک. فقال: هذا جبرائیل علیه السلام یخبرنی عن أرض بشط الفرات یقال لها کربلاء یقتل علیها ولدی الحسین ابن فاطمه علیه السلام فقیل له: من یقتله یا رسول الله؟ فقال: رجل إسمهه یزید لعنه الله وکأنی أنظر إلى مصرعه ومدفنه،ثم رجع من سفره ذلک مغموما فصعد المنبر فخطب ووعظ والحسن والحسین علیهما السلام بین یدیه فلما فرغ من خطبته وضع یده الیمنى على رأس الحسن ویده الیسرى على رأس الحسین، ثم رفع رأسه إلى السماء وقال:(اللهم إن محمدا عبدک ونبیک وهذان أطائب عترتی وخیار ذریتی. وأرومتى ومن أخلفهما فی امتى وقد اخبرنی جبرائیل علیه السلام أن ولدی هذا مقتول مخذول. اللهم فبارک له فی قتله واجعله من سادات الشهداء اللهم ولا تبارک فی قاتله وخاذله.) قال: فضج الناس فی المسجد بالبکاء والنحیب، فقال النبی صلى الله علیه واله وسلم أتبکونه ولا تنصرونه ثم رجع صلى الله علیه واله وسلم وهو متغیر اللون محمر الوجه فخطب خطبه اخرى موجزه وعینا تنهملان دموعا

السید ابن طاووس الوفاه: ۶۶۴، اللهوف فی قتلى الطفوف ج: ۱ ص: ۱۳، الناشر: أنوار الهدى، قم، ایران

[بی تا].

محدثین روایت کرده اند که چون یک سال از زندگى حسین(علیه السلام) گذشت، دوازده فرشته بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نازل شدند که یکى به صورت شیر، دومى به صورت گاو، سومى به صورت اژدها، چهارمى به صورت آدمیزاد و هشت فرشته دیگر داراى صورتهاى مختلف و چهره هاى قرمز و چشمان گریان بودند، و در حالى که پر و بال خویش را گشوده بودند، میگفتند: ” یا محمد! همان ستمى که از قابیل بر هابیل وارد آمد، بر فرزندت حسین نیز وارد خواهد شد، و همان پاداشى که به هابیل داده شد به او نیز داده مىشود وعذاب و گرفتارى کشندگانش، چون عذاب قابیل خواهد بود آن موقع در آسمانها فرشته مقربى نبود، مگر آن که به خدمت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مشرف شد و سلام نمود و آن حضرت را بر کشته شدن حسین(علیه السلام) تسلیت داد و به آنچه خداوند در عوض شهادتش براى او معین فرموده، خبر داد، و تربت قبر حسین(علیه السلام) را به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نشان داد، در خلال این احوال پیغمبر فرمود: خداوندا! کسى که فرزندم حسین را خوار کند، ذلیل و خوار گردان و آن را که حسینم را بکشد، بکش و کشنده او را به مقصودش نایل نگردان وقتی امام حسین(علیه السلام) دو ساله شد، سفرى براى پیامبر(صلی الله علیه وآله) پیش آمد. در بین راه ناگهان آن حضرت ایستاد و فرمود «انا لله وانا إلیه راجعون» و اشک از دیدگانش سرازیر شد. علت گریه را سؤال کردند، فرمود: اینک جبرئیل به من از زمینى که نزدیک شط فرات است و «کربلا» نام دارد، خبر می دهد که فرزندم حسین پسر فاطمه(سلام الله علیها) را در آن سرزمین می کشند. پرسیدند: یا رسول الله چه کسی ایشان را میکشد؟! فرمود: شخصى که او را یزید می نامند؛ گویا اکنون جایگاه کشته شدن و محل دفن حسین را به چشم خویش می بینم. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از آن سفر با حال غمگین بازگشتند، و بر فراز منبر رفته، خطبه اى خواند و مردم را موعظه نمود. سپس دست راست خویش را بر سر حسن و دست چپ خود را بر حسین(علیهما السلام) که نزدیکش بودند، نهاد و سر به سوى آسمان برداشت و عرضه داشت: خداوندا! محمد بنده تو و پیغمبر توست و این دو تن از پاکان اهل بیت من و برگزیدگان نسل من هستند. آنان را در میان امت خویش به جانشینى خود باقى می گذارم. جبرئیل به من خبر داده است که این فرزندم را به خوارى مى کشند. خدایا شهادت را بر او مبارک گردان و او را از سروران شهیدان قرار ده و قاتلان و خوارکنندگان او را مبارک مگردان. [وقتی سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بدین جا رسید]، مردم در مسجد ضجه می زدند [صداى گریه و ناله از اهل مجلس برخاست]. پیامبر فرمود: آیا براى او گریه می کنید و او را یارى نمی کنید؟! سپس از مسجد خارج شد و پس از لحظه اى به مسجد بازگشت، ولى رنگش متغیر و صورتش برافروخته بود و در این هنگام با دیدگان گریان خطبه مختصری خواند.

گریه شدید حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه بر مسلم بن عقیل علیه السلام
حدثنا الحسین بن أحمد بن إدریس(رحمه الله)، قال: حدثنا أبی، عن جعفر بن محمد بن مالک، قال حدثنی محمد بن الحسین بن زید، قال: حدثنا أبو أحمد محمد بن زیاد، قال: حدثنا زیاد بن المنذر، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس، قال: قال علی(علیه السلام) لرسول الله(صلى الله علیه وآله): یا رسول الله، إنک لتحب عقیلا؟قال إی والله إنی لأحبه حبین: حبا له، وحبا لحب أبی طالب له، وإن ولده لمقتول فی محبه ولدک، فتدمع علیه عیون المؤمنین، وتصلی علیه الملائکه المقربون. ثم بکى رسول الله(صلى الله علیه وآله) حتى جرت دموعه على صدره، ثم قال: إلى الله أشکو ما تلقى عترتی من بعدی

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص: ۱۹۱-چاپ اول، الناشر: تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، مؤسسه البعثه،قم، ۱۴۱۷ ه‌. ق

على «علیه السلام» به رسول خدا «صلی الله علیه وآله» عرضه داشت شما عقیل را خیلى دوست دارید، فرمود آرى به خدا از دو جهت به او محبت‏ دارم یکى براى خوبى خودش و یکى براى آنکه ابو طالب دوستش مى‏داشت و فرزندش به خاطر دوستى فرزندت کشته خواهد شد و دیده مؤمنان بر او اشک ریزد و فرشتگان مقرب بر او صلوات فرستند سپس رسول خدا «صلی الله علیه وآله» گریست تا اشکهایش بر سینه‏اش روان شد سپس فرمود به خدا شکایت می برم از آنچه خاندانم پس از من با أن مواجه می شوند.

گریه حضرت رسول اکرم ص هنگام شنیدن خبر شهادت حضرت امام حسین علیه السلام از جبرئیل:
حدثنی أبی رحمه الله، عن سعد بن عبد الله، عن محمد بن عیسى، عن محمد بن سنان، عن أبی سعید القماط، عن ابن أبی یعفور، عن أبی عبد الله(علیه السلام)، قال: بینما رسول الله(صلى الله علیه وآله) فی منزل فاطمه والحسین فی حجره، إذ بکى وخر ساجدا، ثم قال: یا فاطمه یا بنت محمد ان العلی الاعلى تراءى لی فی بیتک هذا فی ساعتی هذه فی أحسن صوره وأهیا هیئه، فقال لی: یا محمد أتحب الحسین(علیه السلام)، قلت: نعم یا رب قره عینی وریحانتی وثمره فؤادی وجلده ما بین عینی. فقال لی: یا محمد – ووضع یده على رأس الحسین(علیه السلام) – بورک من مولود علیه برکاتی وصلواتی ورحمتی ورضوانی، ونقمتی ولعنتی وسخطی وعذابی وخزیی ونکالی على من قتله وناصبه وناواه ونازعه، اما انه سید الشهداء من الأولین والآخرین فی الدنیا والآخره، وسید شباب أهل الجنه من الخلق أجمعین، وأبوه أفضل منه وخیر، فاقرأه السلام وبشره بأنه رایه الهدى ومنار أولیائی، وحفیظی وشهیدی على خلقی، وخازن علمی، وحجتی على أهل السماوات وأهل الأرضین والثقلین الجن والإنس.

ابو القاسم جعفر بن محمد بن بن جعفر بن موسى بن قولویه القمی، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزّیارات، ج: ۱ص: ۶۹ تحقیق: بهراد الجعفری، ناشر: مکتبه الصدوق

پدرم که رحمت خدا بر او باد از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن عیسى، از محمّد بن سنان، از ابى سعید قمّاط، از ابن ابى یعفور، از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل نموده که آن حضرت فرمودند: روزى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در منزل حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها تشریف داشته در حالى که حضرت امام حسین علیه السّلام در دامن آن جناب بودند، حضرت ‏ گریسته و به سجده رفته، سپس فرمودند: اى فاطمه، اى دختر محمّد! در این ساعت و در همین مکان خداوند علىّ اعلى در بهترین صورت و زیباترین شکل خود را به من نشان داد و گفت: اى محمّد آیا حسین را دوست دارى؟ گفتم: بلى، نور دیده و گل خوشبو و میوه دل و پرده ما بین دیده‏گان من است. در حالى که دست بر سر حسین علیه السّلام نهاده بود به من فرمود: اى محمّد: از مولودى که برکات و رحمت و رضوان من بر اوست،‌ برکت حاصل مى‏شود و لعنت و غضب و عذاب و ذلّت و عقوبت من بر کسى که او را کشته و با او دشمنی کرده و با وى به جنگ برخاسته است. به طور حتم او سرور و آقای شهدای اولین [امتهای پیشین] و آخرین [آیندگان] در دنیا و آخرت است و در میان مخلوقات آقاى تمامی جوانان اهل بهشت است، پدرش از او برتر است پس سلام من را به او برسان و بشارتش بده که او براى دوستان من نشانه ی هدایت است و نگهبان و شاهد من بر خلق و خزانه‏دار علم من و حجتم بر اهل آسمان‏ها و زمین و جن و انس مى‏باشد.

گریه حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه هنگام بیان چگونگی شهادت اباعبدالله علیه السلام:
حدثنی الحسن بن عبد الله بن محمد بن عیسى، عن أبیه، عن الحسن بن محبوب، عن علی بن شجره، عن سلام الجعفی، عن عبد الله بن محمد الصنعانی، عن أبی جعفر(علیه السلام)، قال کان رسول الله(صلى الله علیه وآله) إذا دخل الحسین(علیه السلام) جذبه إلیه ثم یقول لأمیر المؤمنین(علیه السلام): أمسکه، ثم یقع علیه فیقبله ویبکی یقول: یا أبه لم تبکی، فیقول: یا بنی اقبل موضع السیوف منک وابکی قال: یا أبه واقتل، قال: ای والله وأبوک وأخوک وأنت، قال: یا أبه فمصارعنا شتى، قال: نعم یا بنی، قال: فمن یزورنا من أمتک، قال لا یزورنی ویزور أباک وأخاک وأنت الا الصدیقون من أمتی

ابو القاسم جعفر بن محمد بن بن جعفر بن موسى بن قولویه القمی، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزّیارات، ج: ۱ص: ۶۸ تحقیق: بهراد الجعفری،الناشر: مکتبه الصدوق

هر گاه حضرت حسین بن على علیهما السّلام بر پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله داخل مى‏شدند حضرت او را به خود مى‏چسباندند و سپس به امیر المؤمنین علیه السّلام مى‏فرمودند: او را نگاه دار و پس از آن او را بوسیده و مى‏گریستند. حسین علیه السّلام عرض مى‏کرد: اى پدر چرا گریه مى‏کنى؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏فرمود: فرزندم جاهاى شمشیر را بوسیده و مى‏گریم. حسین علیه السّلام عرضه مى‏داشت: اى پدر من کشته خواهم شد؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏فرمود: بلى به خدا قسم تو و پدرت و برادرت جملگى کشته خواهید شد.

عرض مى‏نمود: پدر، قبور ما از هم متفرق و پراکنده مى‏باشد؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏فرمود: بلى پسرم. عرضه داشت: از امت شما چه کسانى به زیارت ما مى‏آیند؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏فرمود: من و پدرت و برادرت و تو را زیارت نخواهد نمود مگر راست گویان امتم.

گریه حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و حضرت زهراء برامام حسین علیهما السلام:
حدثنی أبی ومحمد بن الحسن جمیعا، عن محمد بن الحسن الصفار، عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن ابن فضال، عن عبد الله ابن بکیر، عن بعض أصحابنا، عن أبی عبد الله(علیه السلام)،قال: دخلت فاطمه (علیها السلام) على رسول الله (صلى الله علیه وآله) وعیناه تدمع، فسألته مالک، فقال: ان جبرئیل(علیه السلام) أخبرنی ان أمتی تقتل حسینا، فجزعت و شق علیها، فأخبرها بمن یملک من ولدها، فطابت نفسها وسکنت

ابو القاسم جعفر بن محمد بن بن جعفر بن موسى بن قولویه القمی، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزّیارات، ج: ۱ص: ۵۶ تحقیق: بهراد الجعفری،الناشر: مکتبه الصدوق

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها بر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم داخل شده در حالى که چشمان آن جناب اشک بار بود. حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها از آن جناب پرسیدند: شما را چه مى‏شود؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: جبرئیل علیه السّلام به من خبر داده که امّتم به زودی حسین را مى‏کشند. پس فاطمه علیها السّلام به جزع آمده و جامه خود را پاره کرده. رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم که حال را مشاهده نمودند به آن حضرت خبر دادند که یکى از فرزندان این مولود مالک امور گشته و انتقام از قاتلین خواهد گرفت. در این هنگام ایشان [حضرت زهرا سلام الله علیها] آرام گرفت.

گریه حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه هنگام خبر دادن از شهادت پنج تن ال عبا علیهم السلام:
حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید(رضی الله عنه)، قال: حدثنا أحمد بن إدریس ومحمد بن یحیى العطار جمیعا، عن محمد بن أحمد بن یحیى بن عمران الأشعری، قال: حدثنا أبو عبد الله الرازی، عن الحسن بن علی بن أبی حمزه، عن سیف بن عمیره، عن محمد بن عتبه، عن محمد بن عبد الرحمن، عن أبیه، عن علی بن أبی طالب(علیه السلام)، قال: بینا أنا وفاطمه والحسن والحسین عند رسول الله(صلى الله علیه وآله)، إذا التفت إلینا فبکى، فقلت: ما یبکیک یا رسول الله؟ فقال: أبکی مما یصنع بکم بعدی. فقلت: وما ذاک یا رسول الله؟ قال: أبکی من ضربتک على القرن، ولطم فاطمه خدها، وطعنه الحسن فی الفخذ، والسم الذی یسقى، وقتل الحسین قال: فبکى أهل البیت جمیعا، فقلت: یا رسول الله، ما خلقنا ربنا إلا للبلاء! قال: ابشریا علی، فإن الله عز وجل قد عهد إلی أنه لا یحبک إلا مؤمن، ولا یبغضک إلا منافق

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص: ۱۹۷،چاپ اول، الناشر: تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، مؤسسه البعثه،قم، ۱۴۱۷ ه‌. ق

على بن ابى طالب فرمود در این میان که من و فاطمه و حسن و حسین نزد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بودیم آن حضرت بما رو کرد و گریست من گفتم چرا گریه کنید یا رسول اللَّه؟ فرمود میگریم براى آنچه با شما عمل مى‏شود، گفتم آن چه باشد یا رسول اللَّه؟ فرمود گریه کنم از ضربتى که بر فرق تو زنند و از سیلى که بر گونه فاطمه زنند و از نیزه‏اى که بر ران حسن زنند و زهرى که باو نوشانند و از قتل حسین(علیه السلام) فرمود همه اهل بیت گریستند؛ امیر مؤمنان می فرماید: گفتم یا رسول اللَّه خدا ما را نیافریده جز براى بلا، فرمود مژده گیر اى على که خداى عز و جل با من عهد کرده که جز مؤمن تو را دوست ندارد و جز منافق با تو دشمنی نمی کند.

نقل گریه حضرت رسول اکرم بر امام حسین علیهما السلام از زبان امام صادق علیه السلام
حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا حَبِیبُ بْنُ الْحُسَیْنِ التَّغْلِبِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: کَانَ النَّبِیُّ فِی بَیْتِ أُمِّ سَلَمَهَ فَقَالَ لَهَا لَا یَدْخُلْ عَلَیَّ أَحَدٌ فَجَاءَ الْحُسَیْنُ ع وَ هُوَ طِفْلٌ فَمَا مَلَکَتْ مَعَهُ شَیْئاً حَتَّى دَخَلَ عَلَى النَّبِیِّ ص فَدَخَلَتْ‏ أُمُّ سَلَمَهَ عَلَى أَثَرِهِ فَإِذَا الْحُسَیْنُ عَلَى صَدْرِهِ وَ إِذَا النَّبِیُّ ص یَبْکِی وَ إِذَا فِی یَدِهِ شَیْ‏ءٌ یُقَبِّلُهُ فَقَالَ النَّبِیُّ ص یَا أُمَّ سَلَمَهَ إِنَّ هَذَا جَبْرَئِیلُ یُخْبِرُنِی أَنَّ هَذَا مَقْتُولٌ وَ هَذِهِ التُّرْبَهُ الَّتِی یُقْتَلُ عَلَیْهَا فَضَعِیهِ‏ عِنْدَکِ‏ فَإِذَا صَارَتْ دَماً فَقَدْ قُتِلَ حَبِیبِی فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَهَ یَا رَسُولَ اللَّهِ سَلِ اللَّهَ أَنْ یَدْفَعَ ذَلِکَ عَنْهُ قَالَ قَدْ فَعَلْتُ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیَّ أَنَّ لَهُ دَرَجَهً لَا یَنَالُهَا أَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ وَ أَنَّ لَهُ شِیعَهً یَشْفَعُونَ فَیُشَفَّعُونَ وَ أَنَّ الْمَهْدِیَّ مِنْ وُلْدِهِ فَطُوبَى لِمَنْ کَانَ مِنْ أَوْلِیَاءِ الْحُسَیْنِ وَ شِیعَتِهِ هُمْ وَ اللَّهِ الْفَائِزُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص:۳۲۹، تحقیق: الشیخ احمد الماحوزی، الناشر:موسسه الصادق للطباعه والنشر

امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبر در خانه ام سلمه بود و باو سفارش کرد کسى نزد او نیاید امام حسین علیه السلام که در آن زمان خردسال بود، آمد و نتوانست مانع او شود و وی بر پیامبر وارد شد؛ حضرت ام سلمه دنبالش رفت؛ حسین روى سینه پیغمبر بود و پیغمبر گریه میکرد و چیزى را در دست خود زیر و رو میکرد پیغمبر فرمود اى ام سلمه این جبرئیل است که به من خبر می دهد که حسین کشته مى‏شود و این خاکى است که روى آن کشته شود آن را نزد خود نگهدار و وقتی خون شد حبیبم [حسین] کشته شده است، ام سلمه عرضه داشت یا رسول اللَّه از خدا بخواه که این مساله را از او دفع کند، فرمود خواستم و خدا فرمود او را درجه‏اى باشد که احدى از مخلوقات بدان نرسیده و او را شیعیانى است که شفاعت کنند و پذیرفته شود و به راستى مهدى از فرزندان او است خوشا بر کسى که از دوستداران حسین باشد و همانا شیعیانش روز قیامت کامیابند.

نقل گریه حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله از زبان حضرت ام سلمه سلام الله علیها
وروى سماک، عن ابن مخارق، عن أم سلمه رضی الله عنها قالت: بینا رسول الله صلى الله علیه وآله ذات یوم جالس والحسین علیه السلام جالس فی حجره، إذ هملت عیناه بالدموع، فقلت له: یا رسول الله، ما لی أراک تبکی، جعلت فداک؟! فقال: جاءنی جبرئیل علیه السلام فعزانی بابنی الحسین، وأخبرنی أن طائفه من أمتی تقتله، لا أنالهم الله شفاعتی

مفید، محمد بن محمد،الوفاه: ۴۱۳ ق‌، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج:۲، ص:۱۳۰، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‌، چاپ اول، الناشر: کنگره شیخ مفید ۱۴۱۳ ق‌

سماک از ام سلمه رضى اللَّه عنها روایت کند که گفت: روزى رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نشسته بود و حسین علیه السّلام نیز در دامانش بود بناگاه اشک از دیدگانش سرازیر شد، من عرض کردم: اى رسول خدا قربانت شوم چرا اشک میریزید؟ فرمود: جبرئیل نزد من آمد و برای فرزندم حسین به من تسلیت گفت و به من خبر داد که گروهى از امت من او را می کشند، خداوند شفاعت مرا نصیب شان نگرداند.

گریه حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله بر امام حسین علیه السلام به نقل صفیه دختر عبدالمطلب
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الْمَعْرُوفُ بِأَبِی عَلِیِّ بْنِ عَبْدَوَیْهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ السُّکَّرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَکَرِیَّا الْجَوْهَرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ بَکَّارٍ قَالَ حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ فَاطِمَهَ بِنْتِ الْحُسَیْنِ ع عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ أَبِی بَکْرٍ عَنْ صَفِیَّهَ بِنْتِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ قَالَت‏: لَمَّا سَقَطَ الْحُسَیْنُ ع مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ فَدَفَعْتُهُ إِلَى النَّبِیِّ ص فَوَضَعَ النَّبِیُّ لِسَانَهُ فِی فِیهِ [فَمِهِ‏] وَ أَقْبَلَ الْحُسَیْنُ عَلَى لِسَانِ رَسُولِ اللَّهِ یَمُصُّهُ قَالَتْ وَ مَا کُنْتُ أَحْسَبُ رَسُولَ اللَّهِ یَغْذُوهُ إِلَّا لَبَناً أَوْ عَسَلًا…ِ فَقَبَّلَ النَّبِیُّ بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَیَّ وَ هُوَ یَبْکِی وَ یَقُولُ لَعَنَ اللَّهُ قَوْماً هُمْ قَاتِلُوکَ یَا بُنَیَّ یَقُولُهَا ثَلَاثاً قَالَتْ فَقُلْتُ فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی وَ مَنْ یَقْتُلُهُ قَالَ بَقِیَّهُ الْفِئَهِ الْبَاغِیَهِ مِنْ بَنِی أُمَیَّهَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ.

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص:۳۲۰، تحقیق: الشیخ احمد الماحوزی، الناشر:موسسه الصادق للطباعه والنشر

صفیه [عمه پیامبر صلی الله علیه وآله] می گوید: چون حسین متولد شد او را به پیغمبر(صلی الله علیه وآله) دادم پیغمبر زبان خود در دهانش نهاد و حسین شروع بمکیدن کرد و من فهمیدم که گویا رسول خدا شیر و عسل باو می خوراند… پیغمبر میان دو چشمش را بوسید و او را به من داد در حالی که می گریست و سه بار فرمود خدا لعنت کند مردمى را که تو را می کشند عرض کردم پدر و مادرم فدای شما چه کسى او را می کشد؟ فرمود بقیه گروه گمراه از بنى امیه.

گریه حضرت امیر المومنین علیه السلام بر امام حسین علیه السلام
روایات نقل شده در باب گریه حضرت امیر المومنین علیه السلام در قبل و بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، گرچه نسبت به روایات نقل شده از حضرت پیامبر اکرم صلوات الله علیه کمتر می باشد، ولی مشتمل بر تعابیری است که نشان از حزن شدید حضرت امیر المومنین علیه السلام نسبت به مصیبت وارد شده بر ابا عبدالله علیه السلام، می باشد. در این مجال به ذکر روایات آن حضرت می پردازیم.

گریه بر امام حسین علیه السلام قبل از شهادت:
حدثنا محمد بن أحمد السنانی(رضی الله عنه)، قال: حدثنا أحمد بن یحیى بن زکریا القطان، قال: حدثنا بکر بن عبد الله بن حبیب، قال: حدثنا تمیم بن بهلول، قال: حدثنا علی بن عاصم، عن الحسین بن عبد الرحمن، عن مجاهد، عن ابن عباس، قال: کنت مع أمیر المؤمنین(علیه السلام) فی خروجه إلى صفین، فلما نزل بنینوى وهو شط الفرات، قال بأعلى صوته: یا بن عباس، أتعرف هذا الموضع؟ فقلت له: ما أعرفه، یا أمیر المؤمنین. فقال علی(علیه السلام): لو عرفته کمعرفتی لم تکن تجوزه حتى تبکی کبکائی. قال: فبکى طویلا حتى اخضلت لحیته وسالت الدموع على صدره، وبکینا معا، وهو یقول: أوه أوه، مالی ولآل أبی سفیان، مالی ولآل حرب، حزب الشیطان، وأولیاء الکفر، صبرا – یا أبا عبد الله – فقد لقی أبوک مثل الذی تلقى منهم. ثم دعا بماء فتوضأ وضوءه للصلاه وصلى ما شاء الله أن یصلی، ثم ذکر نحو کلامه الاول، إلا أنه نعس عند انقضاء صلاته وکلامه ساعه، ثم انتبه فقال: یا ابن عباس. فقلت: ها أنا ذا. فقال: ألا أحدثک بما رأیت فی منامی آنفا عند رقدتی؟ فقلت: نامت عیناک ورأیت خیرا، یا أمیر المؤمنین. قال: رأیت کأنی برجال قد نزلوا من السماء معهم أعلام بیض، قد تقلدوا سیوفهم، وهی بیض تلمع، وقد خطوا حول هذه الارض خطه، ثم رأیت کأن هذه النخیل قد ضربت بأغصانها الارض تضطرب بدم عبیط، وکأنی بالحسین سخلی وفرخی ومضغتی ومخی قد غرق فیه، یستغیث فلا یغاث، وکأن الرجال البیض قد نزلوا من السماء ینادونه ویقولون: صبرا آل الرسول، فإنکم تقتلون على أیدی شرار الناس، وهذه الجنه – یا أبا عبد الله – إلیک مشتاقه. ثم یعزوننی ویقولون: یا أبا الحسن، أبشر، فقد أقر الله به عینک یوم القیامه، یوم یقوم الناس لرب العالمین، ثم انتبهت هکذا. والذی نفس علی بیده، لقد حدثنی الصادق المصدق أبو القاسم(صلى الله علیه وآله) أنی سأراها فی خروجی إلى أهل البغی علینا، وهذه أرض کرب وبلاء، یدفن فیها الحسین وسبعه عشر رجلا من ولدی وولد فاطمه، وأنها لفی السماوات معروفه، تذکر أرض کرب وبلاء کما تذکر بقعه الحرمین وبقعه بیت المقدس….

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱،الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص: ۶۹۴- ۶۹۵،چاپ اول، الناشر: تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، مؤسسه البعثه،قم، ۱۴۱۷ ه‌. ق

ابن عباس می گوید زمانی که امیر مؤمنان علیه السلام به سمت منطقه صفین حرکت می کردند، به همراه ایشان بودم؛ وقتی به نینوا در کنار فرات رسید با صدای بلند فریاد زد اى پسر عباس اینجا را میشناسى؟ عرضه داشتم خیر ای امیر المؤمنین، فرمود اگر همانند من اینجا می شناختى از آن عبور نمی کردی مگر اینکه مثل من می گریستی و آنقدر گریست که محاسن مبارکش خیس شد و اشک بر سینه‏اش روان شد و با هم گریه کردیم و می فرمود واى واى مرا با آل ابو سفیان چه کار؟!، با آل حرب چه کار؟! آنان حزب شیطان و اولیای کفر هستند؛ صبر کن اى ابا عبد اللَّه که پدرت همانند آنچه [ظلم و ستم] را تو از آنها خواهی دید، از آنها دیده است. سپس آن حضرت درخواست آب نمود برای نماز وضو گرفت و بسیار نماز خواند سپس سخن خود را باز گفت و بعد از نماز و گفتارش به خواب رفت سپس بیدار شد و گفت یا ابن عباس گفتم بلی، فرمود خوابى که اکنون دیدم برایت بگویم گفتم خیر است ان شاء اللَّه گفت در خواب دیدم گویا مردانى با پرچمهاى سفید و شمشیرهاى درخشان بکمر از آسمان فرود آمدند و گرد این زمین خطى کشیدند و دیدم گویا این نخلها شاخه‏هاى خود را با خون تازه بر زمین زدند و دیدم گویا حسین فرزند و جگر گوشه‏ام در آن غرق است و فریاد میزند و کسى به فریادش نمی رسد و آن مردان آسمانى میگویند صبر کنید اى آل رسول شما به دست بدترین مردم کشته می شوید؛ اى حسین بهشت مشتاق تو می باشد و سپس آن مردان به من تسلیت گفته و فرمودند اى أبو الحسن بر تو مژده باد که حسین در روز قیامت مایه چشم روشنی توست. سپس با این حال بیدار شدم.

به حق آنکه جانم به دست اوست پیامبر راستگو و تصدیق شده به من گفت که من آن سرزمین [کربلا] را هنگامی که برای مقابله با شورشیان [معاویه و لشکریانش]، خارج می شوم، خواهم دید، این زمین کرب و بلا است که حسین با هفده مرد از فرزندان من و فاطمه در آن بخاک می روند و آن در آسمان‏ها معروف است و بنام زمین کرب و بلا شناخته شده است چنانچه زمین حرمین(مکه و مدینه) و زمین بیت المقدس یاد شوند…

عبور امیر مؤمنان علیه السلام از کربلا:
وَ عَنْ محمد بن عیسی، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِیهِ قَالَ: مَرَّ عَلِیٌّ بِکَرْبَلَاءَ فِی اثْنَیْنِ مِنْ أَصْحَابِهِ. قَالَ: فَلَمَّا مَرَّ بِهَا تَرَقْرَقَتْ عَیْنَاهُ لِلْبُکَاءِ، ثُمَّ قَالَ: هَذَا مُنَاخُ رِکَابِهِمْ، وَ هَذَا مُلْقَى رِحَالِهِمْ، وَ هَاهُنَا تُهَرَاقُ دِمَاؤُهُمْ، طُوبَى لَکَ مِنْ تُرْبَهٍ عَلَیْکَ تُهَرَاقُ دِمَاءُ الْأَحِبَّهِ

عبد الله بن جعفر حمیرى، الوفاه: نیمه دوم قرن ۳ ه‌ ق، قرب الإسناد(ط- الحدیثه) ج: ۱ ص: ۲۶،تحقیق: گروه پژوهش در مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ‌چاپ اول، الناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‌ ۱۴۱۳ ه‌ ق‌

وقتى حضرت امیر با دو نفر از یاران خود از کربلا عبور کرد چشمان مبارکش پر از اشک شد و فرمود: اینجا محل پیاده شدن ایشان است. اینجا محل اثاث و خیمه‏گاه آنان میباشد، اینجا خونشان ریخته خواهد شد، خوشا به حال تو خاکى که خونهاى محبوب‏ها روى تو ریخته خواهد شد

گریه حضرت علی علیه السلام و ابن عباس بر امام حسین علیه السلام:

لقد دخلت على علی علیه السلام بذی قار، فأخرج إلی صحیفه وقال لی: یا بن عباس، هذه صحیفه أملاها علی رسول الله صلى الله علیه وآله وخطی بیدی. فقلت: یا أمیر المؤمنین، إقرأها علی فقرأها، فإذا فیها کل شئ کان منذ قبض رسول الله صلى الله علیه وآله إلى مقتل الحسین علیه السلام وکیف یقتل ومن یقتله ومن ینصره ومن یستشهد معه. فبکى بکاء شدیدا وأبکانی فکان فیما قرأه علی: کیف یصنع به وکیف یستشهد فاطمه وکیف یستشهد الحسن ابنه وکیف تغدر به الأمه. فلما أن قرأ کیف یقتل الحسین ومن یقتله أکثر البکاء، ثم أدرج الصحیفه وقد بقی ما یکون إلى یوم القیامه

سلیم بن قیس الهلالی، الوفاه: اواخر سال ۷۶ هجری،کتاب سلیم بن قیس الهلالی ج: ۱ ص: ۴۳۵، تحقیق: محمد باقر الانصاری الزنجانی، چاپ اول، الناشر: نشر الهادی، قم، ایران ۱۴۲۰ هـ ق، ۱۳۷۸ هـ ش

ابن عباس گفت: روزى در ذى قار خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام وارد شدم. حضرت کتابى را برایم بیرون آورد و فرمود: اى ابن عباس، این کتابى است که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بر من املا فرموده و دست خطّ خودم است.

عرض کردم: یا امیر المؤمنین، آن را برایم بخوان. حضرت آن را خواند و در آن بود همه آنچه از زمان رحلت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله تا زمان شهادت امام حسین علیه السّلام اتفاق افتاده و اینکه چگونه کشته مى‏شود و چه کسى او را مى‏کشد و چه کسى او را یارى مى‏کند و چه کسانى‏ همراه او شهید مى‏شوند. آن حضرت بشدت گریه کرد و مرا به گریه در آورد.

از جمله آنچه برایم خواند این بود که با خود آن حضرت چه مى‏کنند، و چگونه حضرت زهرا علیها السّلام شهید مى‏شود، و چگونه پسرش امام حسن علیه السّلام به شهادت مى‏رسد و چگونه امت به او غدر و حیله مى‏کنند. وقتى کیفیت قتل امام حسین علیه السّلام را خواند بسیار گریست، و سپس آن کتاب را بست، و بقیه آنچه تا روز قیامت واقع مى‏شود باقى ماند

گریه حضرت زهرا سلام الله علیها بر امام حسین علیه السلام
روایات نقل شده در این زمینه از حضرت زهرا علیها السلام نیز، منحصر به گریه آن حضرت نمی باشد بلکه در بعضی از این روایات، تعابیر سوزناک تری مانند «شهقه» به کار رفته است که دلالت بر فریاد زدن حضرت زهرا در حین گریه می کند، و نیز بعضی از روایات دلالت بر نوحه سرایی آن بزرگوار می کند، که به روشنی و صراحت در روایت نقل شده است.

شهقه وگریه شدید حضرت زهرا سلام الله علیها:
حدَّثنی محمّد بن عبدالله بن جعفر الحمیریُّ، عن أبیه، عن علیِّ بن محمّد بن سالم، عن محمّد بن خالد، عن عبدالله بن حمّاد البصریّ، عن عبدالله بن عبدالرَّحمن الأصمّ قال: حدَّثنا الهَیْثم بن واقِد، عن عبدالملک بن مُقَرِّن، عن أبی عبدالله علیه‌السلام « قال: إذا زرتم أبا عبدالله علیه‌السلام فألزموا الصَّمْت إلاّ مِن خیر، وإنْ ملائکه اللَّیل والنَّهار من الحفظه تحضر الملائکه الّذین بالحائر، فتصافحهم فلا یجیبونهم مِن شدَّه البُکاء فینتظرونهم حتّى تزول الشَّمس وحتّى ینوّر الفجر، ثمَّ یکلّمونهم ویسألونهم عن أشیاء مِن أمر السّماء، فأمّا ما بین هذین الوقتین فإنّهم لا ینطقون، ولا یفترون عن البُکاء والدُّعاء، ولا یشغلونهم فی هذین الوقتین عن أصحابهم، فإنّما شغلهم بکم إذا نطقتم.

قلت: جُعِلتُ فِداک وما الّذی یسألونهم عنه وأیّهم یسأل صاحبه؛ الحفظه أو أهل الحائر؟ قال: أهل الحائر یسألون الحفظه، لأنَّ أهل الحائر مِن الملائکه لا یَبرحون، والحفظه تنزل وتصعد، قلت: فما ترَى یسألونهم عنه؟ قال: إنّهم یمرُّون إذا عرجوا بإسماعیل صاحب الهَواء، فربّما وافقوا النَّبیَّ صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم وعنده فاطمه والحسن والحسین والأئمّه مَن مضى منهم فیسألونهم عن أشیاء، وعمّن حضر منکم الحائر، ویقولون: بَشّروهم بدعائکم، فتقول الحفظه: کیف نُبشِّرُهم وهم لا یَسمعون کلامنا؟ فیقولون لهم: بارکوا علیهم وادعوا لهم عنّا فهی البشاره منّا، فإذا انصرفوا فحُفّوهم بأجْنِحَتکم حتّى یحسّوا مکانکم وإنّا نستودِعهم الَّذی لا تضیع ودائعه؛

ولو یعلمون ما فی زیارته من الخیر ویعلم ذلک النّاس لاقتتلوا على زیارته بالسّیوف، ولباعوا أموالهم فی إتیانه، وأنَّ فاطمه علیها‌السلام إذا نَظرتْ إلیهم ومعها ألفُ نبیٍّ وألفُ صِدِّیقٍ وألف شهیدٍ مِن الکَرُوبیّین ألف ألف یُسعدونها عَلى البُکاء، وإنّها لتشهق شَهْقَه فلا یبقى فی السّماوات ملک إلاّ بکى رحمهً لصوتها، وما تسکن حتّى یأتیها النَّبیُّ صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فیقول: یابُنَیّه قد أبکیتِ أهل السَّماوات وشَغَلْتِهم عن التَّسبیح والتَّقدیس فکُفّی حتّى یقدّسوا، فإنَّ الله بالغٌ أمره، وإنّها لتنظر إلى مَن حضر منکم فتسأل الله لهم مِن کلِّ خیر، ولا تزهدوا فی إتیانه! فإنَّ الخیر فی إتیانه أکثر مِن أن یُحصى ».

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۸،کامل الزیارات: ج:۱ص: ۹۱،تحقیق: بهراد الجعفری،الناشر:مکتبه الصدوق

وقتى به زیارت حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام رفتید در آنجا سکوت اختیار کرده و کلامى نگوئید مگر سخن نیک و خیر، زیرا فرشتگان شب و روز که از نگهبانان و حافظین هستند نزد فرشتگانى که در حائر حسینى مى‏باشند آمده و با ایشان مصافحه کرده ولى ایشان از شدّت گریه و ناراحتى که دارند جواب آنها را نداده بناچار آنها صبر مى‏کنند تا ظهر فردا برسد و صبح طلوع نماید سپس آنان با ایشان سخن گفته و راجع به امور آسمانى سؤالاتى را مطرح مى‏نمایند ولى بین این دو

وقت(صبح و ظهر) ابدا صحبت نکرده و از گریستن و دعاء نمودن کوتاهى نمى‏کنند و در این دو وقت آن فرشتگان نیز ایشان را از یارانشان منصرف و مشغول نمى‏کنند تنها وقتى شما سخن گفته و تکلم مى‏نمائید ایشان مشغول و منصرف مى‏گردند. راوى مى‏گوید: محضر امام علیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم، چه چیزى را سؤال مى‏کنند و کدامیک از دیگرى مى‏پرسد آیا فرشتگان نگهبان و حافظ از فرشتگان حائر سؤال مى‏کنند یا بالعکس؟ حضرت فرمودند:

فرشتگان اهل حائر از حافظین و نگهبانان مى‏پرسند، زیرا فرشتگان حائر از آنجا دور نشده و به جایى دیگر نمى‏روند ولى حافظین، و نگهبانان به زمین نزول کرده و از آن به آسمان صعود مى‏کنند عرض کردم: نظر شما راجع به سؤال آنها چه بوده و مى‏فرمائید از چه چیز سؤال مى‏کنند؟ حضرت فرمودند: حافظین وقتى به آسمان عروج مى‏کنند عبورشان به اسماعیل یعنى صاحب هواء مى‏افتد و بسا با نبى اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ملاقات کرده در حالى که نزد آن جناب حضرات فاطمه و حسن و حسین و ائمه علیهم السّلام(مقصود حضرات ائمّه ماضى بوده نه امام حاضر علیه السّلام) حضور دارند پس فرشتگان از ایشان راجع به اشیائى چند و در باره آنان که از شما در حائر حاضر مى‏شوند سؤالاتى مى‏کنند؟

حضرات معصومین علیهم السّلام در پاسخ سؤالاتشان مى‏فرمایند:

زائرین را بشارت دهید و به دعائى که براى ایشان مى‏نمائید مژده دهید.

فرشتگان حافظ عرض مى‏کنند: چگونه به ایشان بشارت دهیم در حالى که صداى ما را نمى‏شنوند؟

حضرات معصومین علیهم السّلام به ایشان مى‏فرمایند: براى ایشان دعاء کنید که برکات حقتعالى بر ایشان مداوم باشد و نیز از جانب ما ایشان را دعاء نمایند و این خود بشارتى است از ما به ایشان و وقتى از زیارت برگشتند با بال‏هایتان ایشان را نوازش کنید، بطورى که شما را حسّ و درک نمایند و ما ایشان را به امانت نزد شما مى‏سپاریم و امید است که این ودائع ضایع و تباه نشوند. و اگر خیر و برکتى که در زیارت آن جناب است مردم مى‏دانستند قطعا و به طور حتم در نائل شدن به زیارت آن حضرت با شمشیر با یک دیگر به مقاتله پرداخته و مال‏هاى خود را فروخته و به زیارت آن جناب مى‏رفتند.

و حضرت فاطمه علیها السّلام هر گاه به ایشان(زائرین) نظر نمایند در حالى که با وى هزار پیغمبر و هزار صدّیق و هزار شهید از کروبین مى‏باشند هزار هزار(یک میلیون) نفر آن حضرت را بر گریستن یارى و همراهى مى‏کنند و آن حضرت چنان فریاد مى‏زنند که هیچ فرشته‏اى در آسمان‏ها باقى نمى‏ماند مگر آنکه از صداى ایشان بگریه مى‏افتد، و آن حضرت آرام نمى‏گیرند تا وقتى که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به نزد ایشان آمده و مى‏فرمایند: دخترم، اهل آسمان‏ها را به گریه انداختى و ایشان را از تسبیح و تقدیس حق تعالى بازداشتى، پس خوددارى کن تا ایشان به تقدیس حقّ بپردازند چه آنکه امر و فرمان خدا بر همه چیز نافذ و روان مى‏باشد. سپس امام علیه السّلام فرمودند: حضرت فاطمه علیها السّلام به کسانى که از شما به زیارت سیّد الشّهداء روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ایشان هر خیر و خوبى را مسألت مى‏نمایند، مبادا در رفتن، به زیارت آن جناب بى‏رغبت باشید چه آنکه خیرى که در زیارت آن حضرت است بیشتر از آنست که بتوان احصاء و شمارش نمود

نوحه سرایی حضرت زهرا سلام الله علیها در عزای امام حسین علیه السلام:
أمالی المفید النیسابوری أن زره النائحه رأت فاطمه علیها السلام فیما یرى النائم أنها وقفت على قبر الحسین تبکی وأمرتها أن تنشد:

أیها العینان فیضا واستهلا لا تغیظا

وابکیا بالطف میتا ترک الصدر رضیضا

لم أمرضه قتیلا لا ولا کان مریضا

ابن شهر آشوب،الوفاه: ۵۸۸ ه‌، مناقب آل أبی طالب، ج ۳ ص ۲۲۰ ،تحقیق: لجنه من أساتذه النجف الاشرف، الناشر: المطبعه الحیدریه

شیخ جلیل محمّدبن شهر آشوب از(امالى) مفید نیشابورى نقل فرموده که(زره نوحه خوان) در خواب دید حضرت فاطمه علیهاالسّلام را که بر سر قبر حسین علیه السّلام است و او را فرمان داد که حسین علیه السّلام را بدین اشعار مرثیه کن:

ای دو چشمان وای دودیده من اشک بسیار از چشم و دیده اشکبار بریزید، زیاد گریه کنید، و باشک کم اکتفا نکنید، و گریه کنید بر آن شهیدی که در زمین کربلا افتاده و سینه اش زیر سم اسبها شکسته شده است مریض نبود و از دار دنیا رفته است یعنی نه مریض ااز دنیا رفت بلکه او را کشتند.

نقل گریه حضرت زهرا بر امام حسین علیهما السلام از زبان امام صادق علیه السلام:
حدَّثنی محمّد بن عبدالله، عن أبیه، عن علیِّ بن محمّد بن سالم، عن محمّد بن خالد، عن عبدالله بن حمّاد البَصریِّ، عن عبدالله بن عبدالرَّحمن الأصمّ، عن عبدالله بن مُشکانَ، عن أبی بصیر « قال: کنت عند أبی عبدالله علیه‌السلام [و] اُحدِّثه، فدخل علیه ابنُه فقال له: مَرْحباً، وضَمَه وقَبَّله، وقال: حَقَر اللهُ مَن حَقّرکم، وانتقم مِمَّن وَتَرکم، وخَذَلَ الله مَن خَذلکم، ولعن الله مَن قتلکم، وکان اللهُ لکم ولیّاً وحافظاً وناصراً، فقد طال بُکاء النِّساء وبُکاء الأنبیاء والصِّدّیقین والشّهداء وملائکه السَّماء، ثمَّ بکى وقال: یا أبا بصیر إذا نظرتُ إلى وُلْدِ الحسین أتانی ما لا أملکه بما اُتی إلى أبیهم وإلیهم، یا أبا بصیر إنّ فاطمه علیها‌السلام لتبکیه وتشهق، فتَزْفِر جهنَّم زَفْرَه لولا أنَّ الخَزَنه یسمعون بُکاءَها وقد استَعدُّوا لذلک مَخافه أنْ یخرج منها عُنُق أو یَشْرَر دُخانها فیحرق أهل الأرض فیَکْبَحونها ما دامَتْ باکیه، ویزجُرونها ویستوثِقون من أبوابها مَخافهً على أهل الأرض، فلا تَسْکنْ حتّى یسکن صوتُ فاطمه علیها‌السلام.

وإنّ البِحار تَکاد أنْ تَنْفَتِق فیدخل بعضها على بعض، وما منها قَطرهٌ إلاّ بها ملکٌ مُوَکّل، فإذا سمع الملک صوتَها أطفأ نارها بأجْنِحَته، وحبس بعضها على بعض مخافهً على الدُّنیا وما فیها ومَن على الأرض، فلا تزال الملائکه مُشفِقین یبکون لبکائِها، ویدعون الله ویتضرَّعون إلیه، ویتضرَّع أهلُ العرش ومَن حَوله؛

وترتفع أصواتٌ مِن الملائکه بالتَّقدیس للهِ مَخافهً على أهل الأرض، ولو أنّ صوتاً مِن أصواتهم یصل إلى الأرض لصَعِق أهلُ الأرض وتقطّعتِ الجبال وزَلزلتِ الأرض بأهلها.

قلت: جُعِلتُ فداک إنَّ هذا الأمر عظیم! قال: غَیرُه أعظمُ منه ما لم تسمعه، ثمّ قال لی: یا أبا بصیر أما تحبُّ أن تکون فیمن یُسعد فاطمه علیها‌السلام؟ فبکیت حین قالها فما قدرت على النّطق، وما قدر(کذا) على کلامی من البکاء ، ثمَّ قام إلى المصلّى یدعو، فخرجت مِن عنده على تلک الحال، فما انتفعت بطعام وما جاءَنی النَّوم، وأصبحت صائماً وَجِلاً حتّى أتیته، فلمّا رَأیته قد سکن سکنتُ، وحمدتُ الله حیث لم تُنزل بی عُقوبه »

ابو القاسم جعفر بن محمد بن بن جعفر بن موسى بن قولویه القمی، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزّیارات، ج: ۱ص: ۸۵، تحقیق: بهراد الجعفری، الناشر: مکتبه الصدوق

عبد اللَّه بن مسکان، از ابو بصیر نقل کرده که وى گفت:

محضر مبارک امام صادق علیه السّلام بوده و براى آن جناب سخن مى‏گفتم در این هنگام یکى از فرزندان حضرت داخل شد. امام علیه السّلام به او فرمودند: بارک اللَّه و او را به سینه خود چسبانده و وى را بوسیده و فرمودند:

خدا ذلیل کند کسانى را که شما را ذلیل کنند و انتقام کشد از آنان که به شما ظلم کنند، و خوار کند افرادى را که شما را خوار کنند، و لعنت کند اشخاصى را که شما را مى‏کشند و خدا ولى و حافظ و ناصر شما باشد، زنان و انبیاء و صدیقین و شهداء و فرشتگان آسمان بسیار بر شما گریستند، سپس آن حضرت گریسته و فرمودند:

اى ابو بصیر هر گاه به بچه‏هاى حضرت حسین علیه السّلام مى‏نگرم به واسطه مصیبت و ظلمى که به پدرشان و خودشان شده حالتى به من دست مى‏دهد که قابل کنترل نیست.

اى ابو بصیر: فاطمه علیها السّلام بر آن حضرت گریست و زجّه زده و به دنبال آن جهنّم فریادى کشید و جیغى زد که فرشتگان حافظ و نگهبان بر آن، صداى گریه دوزخ را شنیدند و سریع آماده شدند آن را کنترل کنند زیرا خوف آن بود که از درون دوزخ آتش زبانه کشد یا دود آن بیرون رفته و اهل زمین را بسوزاند لذا تا مادامى که دوزخ گریان و نالان است فرشتگان حافظ آن را مهار کرده و به جهت خوف و هراسى که بر اهل زمین دارند آن را محافظت نموده و درب‏هاى آن را محکم بسته‏اند ولى در عین حال دوزخ ساکت و آرام نمى‏شود مگر صداى فاطمه علیها السّلام آرام گردد

اى ابو بصیر دریاها نزدیک بود شکاف برداشته در نتیجه برخى در بعضى دیگر داخل شوند و قطره‏اى از آب دریاها نیست مگر آنکه فرشته‏اى بر آن موکّل است، لذا هر گاه فرشته موکّل بانک دریا و خروش آن را بشنود با زدن بالش خروش و طغیان را خاموش و ساکت مى‏کند و آنها را حبس و نگاه داشته تا بر یک دیگر داخل و وارد شوند و این نیست مگر بخاطر خوف و هراس بر دنیا و آنچه در آن و کسانى که بر روى زمین مى‏باشند و پیوسته فرشتگان از روى شفقت و ترحّم به واسطه گریستن دریاها مى‏گریند و خدا را خوانده و به جانبش تضرّع و زارى نموده و اهل عرش و اطراف آن نیز جملگى در تضرّع و ناله مى‏باشند. صداهاى فرشتگان بلند است که به خاطر خوف و هراس بر اهل زمین همواره حق تعالى را تقدیس و تنزیه مى‏نمایند و اگر احیانا صداى آنها به زمین برسد اهل زمین به فریاد آمده و کوهها قطعه قطعه شده و زمین اهلش را مى‏لرزاند.

ابو بصیر مى‏گوید: محضر مبارک امام علیه السّلام عرضه داشتم: فدایت شوم این امر بسیار عظیم و بزرگ است! حضرت فرمودند: از این عظیم‏تر غیر آن، یعنى خبرى که نشنیده‏اى مى‏باشد. سپس فرمودند: اى ابو بصیر! دوست ندارى در زمره کسانى باشى که حضرت فاطمه علیها السّلام را کمک مى‏کنند؟ ابو بصیر مى‏گوید: وقتى امام علیه السّلام این کلام را فرمودند بطورى که گریه به من دست داد که قادر بر سخن گفتن نبودم و چنان بغض گلویم را مى‏فشرد که توانایى بر تکلّم نداشتم. سپس حضرت بپا خواسته و به نمازخانه تشریف برده و به خواندن دعا پرداختند. پس از مجلس حضرت با چنین حالى بر خاسته و بیرون آمدم پس نه طعام خوردم و نه خوابیدم و صبح روز بعد را با حالى ترسان روزه گرفته تا آنکه محضر مبارکش دوباره مشرّف شدم پس وقتى آن جناب را ساکن و آرام دیدم من نیز آرام گرفتم و از اینکه عقوبت و بلائى بر من نازل نشده حق تعالى را حمد و ستایش نمودم

گریه حضرت زهرا علیها السلام هنگام ولادت امام حسین علیه السلام:
حدّثنا محمّد بن علیٍّ ماجیلویه رضی‌الله‌عنه قال: حدّثنی عمّی محمّد بن أبی ـ القاسم، عن أحمد بن أبی عبد الله البرقیُّ قال: حدّثنی محمّد بن علیٍّ القرشی قال: حدّثنی أبو الربیع الزهرانیُّ قال: حدّثنا جریر عن لیث بن أبی سلیم، عن مجاهد قال: قال ابن عبّاس: سمعت رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله یقول: إنَّ لله تبارک وتعالى ملکا یقال له: دردائیل کان له ستّه عشر ألف جناح ما بین الجناح إلى الجناح هواء والهواء کما بین السّماء إلى الأرض، فجعل یوماً یقول فی نفسه: أفوق ربّنا جلَّ جلاله شیء؟ فعلم الله تبارک وتعالى ما قال فزاده أجنحه مثلها فصار له اثنان وثلاثون ألف جناح، ثمّ أوحى الله عزَّ وجلَّ إلیه أنَّ طر، فطار مقدار خمسین عاماً فلم ینل رأس قائمه من قوام العرش، فلمّا علم الله عزَّ وجلَّ إتعابه أوحى إلیه أیّها الملک عد إلى مکانک فأنا عظیم فوق کلِّ عظیم ولیس فوقی شیء ولا أوصف بمکان فسلبه الله أجنحته ومقامه من صفوف الملائکه، فلمّا ولد الحسین بن علیّ علیهما‌السلام وکان مولده عشیه الخمیس لیله الجمعه أوحى الله عزَّ وجلَّ إلىمالک خازن النّار أنَّ أخمد النیران على أهلها لکرامه مولود ولد لمحمّد، وأوحى إلى رضوان خازن الجنان أنَّ زخرف الجنان وطیّبها لکرامه مولود ولد لمحمّد فی دار الدُّنیا ، وأوحى الله تبارک وتعالى إلى حور العین تزّیّن وتزاورن لکرامه مولود ولد لمحمّد فی دار الدُّنیا، وأوحى الله عزَّ وجلَّ إلى الملائکه أن قوموا صفوفاً بالتسبیح والتحمید والتمجید والتکبیر لکرامه مولود ولد لمحمّد فی دار الدُّنیا، وأوحى الله تبارک وتعالى إلى جبرئیل علیه‌السلام أن اهبط إلی نبیّی محمّد فی ألف قبیل والقبیل ألف ألف من الملائکه على خیول بلق، مسرَّجه ملجّمه، علیها قباب الدُّرِّ والیاقوت، ومعهم ملائکه یقال لهم: الرُّوحانیّون، بأیدیهم أطباق من نور أن هنّئوا محمّداً بمولود، وأخبره یا جبرئیل أنّی قد سمیته الحسین، وهنّئه وعزِّه وقل له: یا محمّد یقتله شرار أمّتک على شرار الدَّوابِّ، فویل للقاتل، وویل للسائق، وویل للقائد. قاتل الحسین أنا منه بریء وهو منّی بریء لأنّه لا یأتی یوم القیامه أحد إلّا وقاتل الحسین علیه‌السلام أعظم جرما منه، قاتل الحسین یدخل النّار، یوم القیامه مع الّذین یزعمون أنَّ مع الله إلهاً آخر، والنار أشوق إلى قاتل الحسین ممّن أطاع الله إلى الجنّه.

قال: فبینا جبرئیل علیه‌السلام یهبط من السّماء إلى الأرض إذ مرَّ بدردائیل فقال له دردائیل: یا جبرئیل ما هذه اللّیله فی السّماء هل قامت القیامه على أهل الدُّنیا؟ قال: لا ولکن ولد لمحمّد مولود فی دار الدُّنیا وقد بعثنی الله عزَّ وجلَّ إلیه لاهنّئه بمولوده فقال الملک: یا جبرئیل بالذی خلقک وخلقنی إذا هبطتَّ إلى محمّد فأقرئه منّی السلام وقل له: بحق هذا المولود علیک إلّا ما سألت ربّک أن یرضى عنی فیرد علیّ أجنحتی ومقامی من صفوف الملائکه فهبط جبرئیل علیه‌السلام على النبیِّ صلى‌الله‌علیه‌وآله فهنّأه کما أمره الله عزَّ وجلَّ وعزَّاه فقال له النبیُّ صلى‌الله‌علیه‌وآله: تقتله أمّتی؟ فقال له: نعم یا محمّد، فقال النبیّ صلى‌الله‌علیه‌وآله: ما هؤلاء بأمّتی أنا بریء منهم، والله عزَّ وجلَّ بریء منهم، قال جبرئیل: وأنا بریء منهم یا محمّد، فدخل النبیُّ صلى‌الله‌علیه‌وآله على فاطمه علیها‌السلام فهّنأها وعزَّاها فبکت فاطمه علیها‌السلام، وقالت: یا لیتنی لم ألده، قاتل الحسین فی النّار، فقال النبیُّ صلى‌الله‌علیه‌وآله: وأنا أشهد بذلک یا فاطمه ولکنّه لا یقتل حتّى یکون منه إمام یکون منه الائمّه الهادیه بعده، ثمّ قال علیه‌السلام: والائمّه بعدی الهادی علیّ، والمهتدی الحسن، والناصر الحسین، والمنصور علیّ بن الحسین، والشافع محمّد بن علیٍّ، والنفاع جعفر بن محمّد، والامین موسى ابن جعفر، والرِّضا علیُّ بن موسى، والفعّال محمّد بن علیٍّ، والمؤتمن علیُّ بن محمّد، والعلام الحسن بن علیّ، ومن یصلی خلفه عیسى بن مریم علیه‌السلام القائم علیه‌السلام.

فسکتت فاطمه علیها‌السلام من البکاء ثمَّ أخبر جبرئیل علیه‌السلام النبیِّ صلى‌الله‌علیه‌وآله بقصّه الملک وما أصیب به، قال ابن عبّاس: فأخذ النبیُّ صلى‌الله‌علیه‌وآله الحسین علیه‌السلام وهو ملفوف فی خرق من صوف فأشار به إلى السّماء، ثمّ قال: اللّهمّ بحقِّ هذا المولود علیک لا بل بحقک علیه وعلى جدِّه محمّد وإبراهیم وإسماعیل وإسحاق ویعقوب أنَّ کان للحسین بن علیٍّ ابن فاطمه عندک قدرٌ فارض عن دردائیل وردَّ علیه أحنجته ومقامه من صفوف الملائکه فاستجاب الله دعاءه وغفر للملک وردِّ علیه أحنجته وردِّه إلى صفوف الملائکه ] فالملک لا یعرف فی الجنّه إلّا بأن یقال: هذا مولى الحسین بن علیٍّ وابن فاطمه بنت رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله.

الشیخ الصدوق،الوفاه۳۸۱،کمال الدّین وتمام النّعمه، ج: ۱ ص: ۲۸۲، تحقیق: علی اکبر الغفاری، الناشر: مؤسسه النشر الإسلامی

ابن عباس گوید از رسول خدا شنیدم میفرمود براى خداى تبارک و تعالى فرشته ایست که‏ دروئیل نام دارد شانزده هزار پر دارد که میان هر پرى تا پر دیگرى هوى است و هوى باندازه از آسمانست تا زمین یک روز پیش خود گفت آیا برتر از پروردگار ما جل جلاله چیزى هست؟ خدا گفته او را دانست و باندازه‏اى که پر داشت باو پر و بال افزود و داراى سى و دو هزار بال گردید سپس خداى عز و جل باو وحى کرد که بپر مقدار پنجاه سال پرید و بسر یکى از ستونهاى عرش نرسید، چون خدا دانست که خسته شده باو وحى کرد اى ملک بجاى خود برگرد من بزرگم بالاتر هر بزرگم و برتر از من چیزى نیست و مکانى ندارم، خدا پرهاى او را گرفت مقام او را از صفوف ملائکه گرفت، چون حسین علیه السلام پسین پنجشنبه و شب جمعه بدنیا آمد خداى عز و جل بمالک خازن دوزخ وحى کرد دوزخ را خاموش کند بر اهل آن ببرکت مولودى که براى محمد(ص) متولد شده و برضوان خازن جنان وحى کرد بهشت را نگار ببندد و زینت کند و معطر سازد ببرکت مولودى که بمحمد در دار دنیا عطا کرده و خداى تبارک و تعالى بحوریان دستور داد زینت کنند و بدیدن یک دیگر روند ببرکت مولودى که در دار دنیا بمحمد(ص) عطا شده و خداى عز و جل بملائکه وحى کرد با ذکر تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر صف بندند ببرکت مولوى که در دنیا بمحمد عطا شده و خداى تبارک و تعالى بجبرئیل وحى کرد که با هزار فوج فرشته که هر فوجى هزار هزار باشند سوار بر اسبهاى ابلق بازین و لجام که بر آنها قباب در و یاقوت باشد بهمراه ملائکه روحانیون که طبقهاى نور در دست دارند بزمین فرود شوند بمحمد مبارک گویند بدین مولود و باو فرمود اى جبرئیل من نامش را حسین گذاشتم به او هم تهنیت بگو و هم تعزیت بگو به او بگو اى محمد بدترین امت تو سوار بر بدترین مرکوبها او را بکشند واى بر کشنده، واى بر جلودار، واى بر راننده کشند حسین من از او بیزارم و او از من بیزار است، زیرا روز قیامت هیچ کس در عرصه محشر نیامد مگر آنکه گناه کشنده حسین از او بیشتر باشد کشنده حسین در گروه مشرکین بدوزخ رود و جهنم بکشنده حسین مشتاق‏تر است از اشتیاق بندگان مطیع خدا ببهشت فرمود در این میان که جبرئیل بآسمان دنیا فرود مى‏آید بدردائیل گذر کرد. دردائیل باو گفت اى جبرئیل این چه شبى است در آسمان آیا قیامت بر اهل دنیا بر پا شده فرمود نه ولى مولودى در دنیا بمحمد عطا شده و خدا مرا فرستاده که باو مبارکباد گویم آن فرشته بجبرئیل گفت بحق خدائى که مرا و تو را آفریده چون بزمین رفتى سلام مرا بمحمد برسان و بگو تو را بحق این مولود قسم میدهم که از پروردگارت عز و جل بخواهى از من راضى شود و پرها و مقام مرا در میان صفوف ملائکه بمن باز دهد، جبرئیل بپیغمبر(ص) نازل شد چنانچه خدا دستور داده بود باو تهنیت گفت و تعزیت، پیغمبر(ص) فرمود، امتم او را میکشند عرضکرد آرى اى محمد، پیغمبر فرمود آنها امت من نیستند، من از آنها بیزارم و خداى عز و جل از آنها بیزار است جبرئیل گفت منهم از آنها بیزارم اى محمد، پیغمبر نزد فاطمه(ع) آمد و او را تسلیت داد و تعزیت گفت فاطمه گریست و گفت کاش او را نزائیده بودم کشنده حسین در دوزخ است پیغمبر فرمود اى فاطمه من بدان گواهم ولى اى فاطمه کشته نشود تا امامى از او بجا ماند که امامان هدایت‏کننده بعد از او باشند و سپس فرمود امامان بعد از من: الهادى على، و المهتدى الحسن، و الناصر الحسین، و المقیور على بن الحسین، و الشفاع محمد بن على، و النفاع جعفر بن محمد، و الامین موسى بن جعفر و المؤتمن على بن موسى، و الامام محمد بن على، و الفعال على بن محمد، و العلام‏ الحسن بن على، و کسى که عیسى بن مریم پشت سرش نماز بخواند قائم علیه السلام، فاطمه از گریه خاموش شد، سپس جبرئیل داستان آن فرشته و گرفتارى او را به پیغمبر گزارش داد، ابن عباس گوید پیغمبر(ص) حسین را در میان پارچه پشمى بدست گرفت و بطرف آسمان اشاره کرد و عرضکرد بار خدایا بحق این مولود بر تو نه بلکه بحق تو بر او و بر جدش محمد و ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب اگر براى حسین بن على(ع) زاده فاطمه پیش تو مقامى است از دردائیل راضى شو و پرها و مقام او را در صفوف ملائکه باو برگردان دعایش مستجاب شد و او را آمرزید و پرهایش را داد او را بصفوف ملائکه برگردانید آن فرشته در بهشت بآزاد کرده حسین بن على و زاده فاطمه دختر رسول خدا معروف است‏

عزای امام حسن علیه السلام برای امام حسین علیه السلام
در روایتی به نقل از شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه، حضرت امام حسن علیه السلام در لحظات پایانی عمر خویش، مصیبت وارده بر خویش را در مقابل مصیبت های وارده بر حضرت اباعبدالله ناچیز شمرده و با حالتی حزین و اندوهناک آنچه بر حضرت اباعبدالله علیه السلام واقع می شود را به آن حضرت بیان می فرمایند:

حدثنا أحمد بن هارون الفامی(رضی الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن عبد الله بن جعفر بن جامع الحمیری، قال: حدثنا أبی، عن أحمد بن محمد بن یحیى ، عن محمد بن سنان، عن المفضل بن عمر، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جده(علیهم السلام): أن الحسین بن علی بن أبی طالب(علیه السلام) دخل یوما إلى الحسن(علیه السلام)، فلما نظر إلیه بکى، فقال له: ما یبکیک یا أبا عبد الله؟ قال: أبکى لما یصنع بک. فقال له الحسن(علیه السلام): إن الذی یؤتى إلی سم یدس إلی فاقتل به، ولکن لا یوم کیومک یا أبا عبد الله، یزدلف إلیک ثلاثون ألف رجل، یدعون أنهم من یدعون إنهم من أمه جدنا محمد صلى الله علیه واله وسلم وینتحلون الاسلام فیجتمعون على قتلک وسفک دمک وإنتهاک حرمتک وسبى ذراریک ونسائک وإنتهاب ثقلک فعندها یحل الله ببنى امیه اللعنه وتمطر السماء دما ورمادا ویبکى علیک کل شئ حتى الوحوش والحیتان فی البحار

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الامالی، ج: ۱ ص: ۱۷۷، چاپ اول، الناشر: تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه – مؤسسه البعثه –قم، ۱۴۱۷ ه‌. ق

امام صادق(ع) از پدران بزرگوار خویش روایت کرده است که: روزى حسین بن على(ع) به منزل برادرش حسن(علیه السلام) وارد شد و چون نگاهش به برادر افتاد اشک از دیدگانش سرازیر گردید. حسن(ع) پرسید: ” چرا گریه میکند؟ امام حسین ع فرمودند: ” گریه ام از ظلم و ستم هایى است که بر شما وارد میشود. ” حسن(علیه السلام)فرمود: ” ظلمى که بر من وارد خواهد شد، زهرى است که در خفا و پنهانى به من مینوشانند و بدان وسیله مرا مسموم میگردانند و به قتل میرسانند، ولى ” لا یوم کیومک یا ابا عبد الله ” هیچ روزى را در عالم مانند روز شهادت تو نمیتوان یافت. زیرا سى هزار نفر که همه آنان ادعاى اسلام و پیروى از امت جد ما محمد(ص) را مینمایند، دورت را میگیرند و براى کشتن و ریختن خون تو وهتک حرمت و اسیر کردن زن و فرزندان و غارت کردن متاع تو آماده میشوند. در این موقع است که خداوند لعنت و نفرین خود را به بنى امیه متوجه میگرداند و آسمان خون میبارد و خاکستر می پاشد و همه چیز حتى حیوانات وحشى در صحراها و ماهیان در دریاها، در مصیبت تو خواهند گریست.

سفارش امام حسین علیه السلام به گریه برای خودشان
حدّثنی محمّد بن الحسن، عن محمّد بن الحسن الصّفّار، عن أحمد بن محمّد بن عیسى، عن محمّد بن خالد البرقیِّ، عن أبان الأحمر، عن محمّد بن الحسین الخزَّاز، عن هارون بن خارجه، عن أبی عبدالله علیه‌السلام… فقال: قال الحسین علیه‌السلام: أنا قتیل العَبرَه، لا یذکرنی مؤمن إلاّ بکى».

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷ کامل الزیارات، ج: ۱ص ۱۱۷، تحقیق: بهراد الجعفری، الناشر:مکتبه الصدوق

هارون بن‏ خارجه، از امام صادق علیه السّلام نقل می کند که ایشان فرمود:… حضرت امام حسین علیه السّلام فرمودند: من کشته اشک هستم، هیچ مؤمنى مرا یاد نمى‏کند مگر آنکه مى‏گرید…

گریه امام سجاد علیه السلام بر حضرت اباعبدالله علیه السلام
از روایاتی که گریه وعزاداری امام سجاد علیه السلام را نقل کرده، به وضوح روشن می شود که نه تنها گریه وعزاداری، فرهنگی رایج نزد اهل بیت علیهم السلام بوده، بلکه اموری مانند استمرار گریه زیاد برای امام حسین علیه السلام، برگزاری مراسم عزا و اطعام و پوشیدن لباس مشکی در ایام عزای آن حضرت نیز امری مستحب بوده؛ تمامی این موارد از امام سجاد علیه السلام نقل شده است حتی ایشان به قدری برای پدر بزرگوارشان گریه کردند که یکی از پنج نفری شمرده شده اند که در عالم زیاد گریه کرده اند.

پختن غذا برای مراسم عزاداری امام حسین توسط امام سجاد علیهما السلام:
وعن الحسن بن ظریف بن ناصح، عن أبیه، عن الحسین بن زید، عن عمرو بن علی بن الحسین قال: لما قتل الحسین بن علیّ(علیه السلام) لبس نساء بنی هاشم السواد والمسوح وکن لا یشتکین من حرّ ولا برد، وکان علی بن الحسین(علیه السلام) یعمل لهنّ الطعام للمأتم

الشیخ الحر العاملی،الوفاه:۱۱۰۴، وسائل الشیعه، تحقیق:مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث،قم

وقتى حسین بن على کشته شد زنان بنى هاشم لباس مشکى پوشیدند. از گرما و سرما شکایتى نداشتند. حضرت على بن الحسین علیه السلام بعلت اینکه آنان ماتم زده بودند براى ایشان غذا درست میکرد.

امام سجاد علیه السلام از بکاؤون خمسه:
حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید رضی الله عنه قال: حدثنا محمد ابن الحسن الصفار قال: حدثنی العباس بن معروف، عن محمد بن سهل البحرانی یرفعه إلى أبی عبد الله علیه السلام قال: البکاؤون خمسه: آدم، ویعقوب، ویوسف، وفاطمه بنت محمد، وعلی بن الحسین علیهم السلام. فأما آدم فبکى على الجنه حتى صار فی خدیه أمثال الأودیه، وأما یعقوب فبکى على یوسف حتى ذهب بصره، وحتى قیل له: ” تالله تفتؤ تذکر یوسف حتى تکون حرضا أو تکون من الهالکین ” وأما یوسف فبکى على یعقوب حتى تأذى به أهل السجن فقالوا له: إما أن تبکی اللیل وتسکت بالنهار، وإما أن تبکی النهار وتسکت باللیل، فصالحهم على واحد منهما، أما فاطمه فبکت على رسول الله صلى الله علیه وآله حتى تأذى بها أهل المدینه فقالوا لها: قد آذیتنا بکثره بکائک، فکانت تخرج إلى المقابر – مقابر الشهداء – فتبکی حتى تقضی حاجتها ثم تنصرف، وأما علی ابن الحسین فبکى على الحسین علیه السلام عشرین سنه أو أربعین سنه ما وضع بین یدیه طعام إلا بکى حتى قال له مولى له: جعلت فداک یا ابن رسول الله إنی أخاف علیک أن تکون من الهالکین، قال: ” إنما أشکو بثی وحزنی إلى الله وأعلم من الله مالا تعلمون ” إنی ما أذکر مصرع بنی فاطمه إلا خنقتنی لذلک عبره.

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الخصال: ج: ۱ ص: ۲۷۲، تحقیق: علی أکبر الغفاری،الناشر: جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه ۱۴۰۳

امام صادق علیه السلام فرمودند:

پنج کس بسیار گریه‏کننده بودند حضرت آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه زهرا دختر محمد و على بن الحسین(ع) آدم براى بهشت باندازه‏اى گریست که رد اشک چون رودخانه بر گونه‏اش در افتاد، یعقوب باندازه‏اى بر یوسف خود گریست که دیده‏اش رفت تا آنکه باو گفتند بخدا همیشه در یاد یوسف خود هستى تا آب شوى یا هلاک شوى یوسف از دورى یعقوب گریست تا زندانیان در آزار افتادند و باو گفتند یا شب گریه کن روز آرام باش یا روز گریه کن و شب آرام باش با آن‏ها ساخت که در یکى از آن‏ها بگرید، فاطمه زهراء براى رسول خدا گریست تا اهل مدینه در آزار افتادند و عرض کردند ما را از گریه خود آزار دادى، آن حضرت روزها از شهر بیرون میرفت بگورستان شهیدان و تا میخواست میگریست و سپس بر مى‏گشت.

على بن الحسین بیست تا چهل سال بر پدرش حسین گریست، هیچ خوراکى جلوش نمیگذاشتند جز آنکه مى‏گریست تا آزاد کرده‏اش عرض کرد آقا من مى‏ترسم شما در شمار هالکان شمرده شوى، فرمود من از غم و اندوه خود بخدا شکوه میکنم، من چیزى میدانم که شما نمى‏دانید من هیچ گاه قتلگاه فرزندان فاطمه را بیاد نمى‏آورم جز آنکه گریه گلویم را میگیرد.

امام سجاد علیه السلام بیست سال بر امام حسین علیه السلام گریه کردند:
حدّثنی أبی رحمه‌الله عن جماعه مشایخی، عن سعد بن عبدالله، عن محمّد بن الحسین بن أبی الخطّاب، عن أبی داود المُسترق ـ عن بعض أصحابنا ـ عن أبی عبدالله علیه‌السلام « قال: بکى علیُّ بن الحسین على أبیه حسین بن علیٍّ صلوات الله علیهما عشرین سَنَه ـ أو أربعین سَنَه ـ، وما وضع بین یدیه طعاماً إلاّ بکى على الحسین حتّى قال له مولى له: جُعلتُ فِداک یا ابن رَسول الله إنّی أخاف علیک أن تکون مِن الهالِکین، قال: « إنَّما أشْکُو بَثِّی وَحُزْنی إلى اللهِ وأعْلمُ مِنَ اللهِ ما لا یَعْلَمُون »، إنّی لم أذکر مصرع بنی فاطمه إلاّ خَنَقَتنی العَبره لذلک

جعفر بن محمد بن قولویه،الوفاه: ۳۶۸، کامل الزیارات: ج:۱ص: ۱۱۴، تحقیق: بهراد الجعفری،الناشر:مکتبه الصدوق

حضرت على بن الحسین صلوات اللَّه علیهما مدت بیست یا چهل سال بر پدرشان گریستند و طعام و غذائى نبود که در مقابل حضرت بگذارند مگر آنکه حضرتش بیاد امام حسین علیه السّلام گریه مى‏کردند تا جایى که غلام حضرت محضر مبارکش عرض نمود: فدایت شوم اى پسر رسول خدا مى‏ترسم که شما هلاک شوید حضرت فرمودند: قالَ إِنَّما أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ. تنها درد دل و غم خود را با خدا گویم و از لطف و کرم بى‏اندازه او چیزى دانم که شما نمى‏دانید. سپس فرمودند: هیچ گاه محل کشته شدن فرزندان فاطمه علیها السّلام را بیاد نمى‏آورم مگر آنکه حزن و غصه حلقوم من را مى‏فشارد

اندوه پایان ناپذیر امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان:
حدَّثنی محمّد بن جعفر الرَّزَّاز، عن خاله محمّد بن الحسین بن أبی الخطّاب الزَّیّات، عن علیِّ بن أسباط، عن إسماعیلَ بن منصور ـ عن بعض أصحابنا ـ « قال: أشرف مولى لعلیِّ بن الحسین علیهما‌السلام وهو فی سقیفه له ساجدٌ یبکی، فقال له: یا مولای یا علیَّ بن الحسین أما آنَ لِحُزنک أن ینقضی؟ فرفع رأسَه إلیه وقال: ویلک ـ أو ثَکَلَتکَ اُمُّک ـ [والله] لقد شکى یعقوبُ إلى رَبّه فی أقلّ ممّا رأیت حتّى قال: « یا أسَفى عَلى یُوسُفَ[۴]»، إنّه فَقَدَ ابْناً واحِداً، وأنا رَأیت أبی وجماعه أهل بیتی یُذبَّحون حَولی، قال: وکان علیُّ بن الحسین علیهما‌السلام یمیل إلى ولد عقیل، فقیل له: ما بالک تمیل إلى بنی عَمّک هؤلاء دون آل جعفر؟ فقال: إنّی أذکر یومهم مع أبی عبدالله الحسین بن علیٍّ علیهما‌السلام فأرقّ لهم »

جعفر بن محمد بن قولویه،الوفاه: ۳۶۸،کامل الزیارات: ج:۱ص: ۱۱۵، تحقیق: بهراد الجعفری،،الناشر:مکتبه الصدوق

غلام على بن الحسین علیهما السّلام به صفّه سر پوشیده‏اى که تعلّق به امام سجّاد علیه السّلام داشت و آن جناب در آنجا پیوسته در حال سجود و گریه بودند نزدیک شد و به حضرت عرض نمود: اى آقاى من، اى على بن الحسین آیا وقت تمام شدن حزن و غصّه شما هنوز نرسیده؟حضرت سر مبارک از زمین برداشته و متوجّه او شده و فرمودند:

واى بر تو یا فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند به خدا قسم حضرت یعقوب در حادثه‏اى بس کمتر و واقعه‏اى ناچیزتر از آنچه من دیدم شکایت به پروردگار نمود و اظهار کرد: یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ(وا اسفا بر فراق یوسفم).

با اینکه ایشان تنها یک فرزندش را از دست داده بود ولى من دیدم که پدرم و جماعتى از اهل بیت من را در دور من سر بریدند راوى گفت: حضرت على بن الحسین علیهما السّلام به فرزندان عقیل میل و توجّه خاصّى داشتند. به حضرت عرض شد: چه طور به این بنى اعمامتان(اولاد عقیل) توجّه و تمایل دارید نه به آل و فرزندان جعفر؟ حضرت فرمودند:

یادم مى‏آید از روزى که ایشان همراه ابى عبد اللَّه الحسین علیه السّلام به چه مصیبت‏هائى گرفتار شدند پس به حالشان رقّت مى‏کنم.

گریه امام سجاد بر امام حسین علیهما السلام هنگام خوردن طعام:
روى عن الصادق علیه السلام أنه قال: ان زین العابدین علیه السلام بکى على أبیه أربعین سنه صائما نهاره وقائما لیله فإذا حضر الافطار وجاء غلامه بطعامه وشرابه قیضعه بین یدیه فیقول کل یا مولاى فیقول قتل ابن رسول الله صلى الله علیه واله وسلم جائعا، قتل ابن رسول الله صلى الله علیه واله وسلم عطشانا، فلا یزال یکرر ذلک ویبکى حتى یبتل طعامه من دموعه ثم یمزج شرابه بدموعه فلم یزل کذلک حتى لحق بالله عز وجل

السید ابن طاووس الوفاه: ۶۶۴، اللهوف فی قتلى الطفوف ج: ۱ ص: ۱۲۱، الناشر: أنوار الهدى،قم، ایران [بی تا].

از امام صادق(ع) روایت شده است که: زین العابدین(ع) چهل سال در مصیبت پدرش گریه کرد، در حالى که روزها روزه دار و شبها به عبادت بیدار بود و چون وقت افطار میرسید، خدمتگزارش آب و غذا در برابر او مینهاد و میگفت: ” آقا جان! میل فرمایید. ” آن حضرت می فرمود: ” چگونه غذا بخورم، در صورتى که فرزند رسول خدا(ص) گرسنه کشته شد؟ و چگونه آب بنوشم، در صورتى که فرزند رسول خدا(ص) لب تشنه کشته شد؟ ” و پیوسته این سخن را میگفت و میگریست، تا آب و غذا با اشک چشمش مخلوط میشد. همواره با این حال بود، تا از دنیا رفت.

گریه حضرت امام سجاد علیه السلام هنگام دیدن سر عمر بن سعد ملعون:
ولما بعث المختار برأس عمر بن سعد(علیه اللعنه) إلیه وقال(لا تعلم أحدا ما معک حتى یضع الغداء) فدخل وقد وضعت المائده، فخر زین العابدین علیه السلام ساجدا وبکى وأطال البکاء ثم جلس، فقال: الحمد لله الذى ادرک لى بثأری قیل وفاتی

قطب الدین الراوندی، الوفاه:۵۷۳، الدّعوات ج: ۱ ص: ۱۶۲، تحقیق: مدرسه الامام المهدی، الناشر: مدرسه الإمام المهدی(ع) – قم

زمانی که مختار سرعمر بن سعد ملعون رو خدمت امام سجاد علیه السلام فرستاد؛ به شخصی که حامل سر بود گفت: کسی را با خبر نکن تا اینکه سفره ی ناهار را پهن کنند، پس آن شخص حامل سر وارد شد و سفره ناهار گذاشته شد، پس حضرت زین العابدین علیه السلام به سحده افتاده ند وگریه طولانی کردند وسپس نشسته ند و فرمودند: ستایش خداوندی که انتقام مرا قبل از وفات من گرفت

گریه امام باقر علیه السلام بر امام حسین سلام الله علیه
روایات نقل شده از امام باقر علیه السلام، بیان های مختلفی دارد، بعضی از این روایات؛ حکایت از اهتمام آن حضرت در برپایی مجلس عزاداری در منزل مبارکشان و نیز توصیه به گریه و برپایی مجلس عزاداری بر اباعبدالله علیه السلام در منازل دارد، و بعضی از روایات حکایت از بیان ثواب گریه بر اباعبدالله علیه السلام توسط حضرت امام باقر علیه السلام دارد، که به روشنی می توان مشروع و مستحب بودن این امور را از این روایات فهمید

اقامه ی مجلس عزا در منزل حضرت امام باقر علیه السلام:
حدثنا أبو المفضل، قال حدثنا جعفر بن محمد بن القاسم العلوی، قال حدثنا عبد الله بن احمد بن نهیل ، قال حدثنی محمد ابن ابى عمیر، عن الحسین بن عطیه، عن عمر بن یزید، عن الورد بن الکمیت، عن أبیه الکمیت بن ابى المستهل قال: دخلت على سیدی ابى جعفر محمد بن علی الباقر علیهما السلام فقلت: یا ابن رسول الله انی قد قلت فیکم أبیاتا افتأذن لی فی انشادها. فقال: انها أیام البیض. قلت: فهو فیکم خاصه. قال: هات، فأنشأت أقول:

أضحکنی الدهر وأبکانی * والدهر ذو صرف

وألوان لتسعه بالطف قد غودروا * صاروا جمیعا رهن اکفان

فبکى علیه السلام وبکى أبو عبد الله وسمعت جاریه تبکی من وراء الخباء، فلما بلغت الى قولی:

وسته لا؟؟ حارى بهم * بنو عقیل خیر فتیان ثم علی الخیر مولاکم * ذکرهم هیج أحزانی

فبکى ثم قال علیه السلام: ما من رجل ذکرنا أو ذکرنا عنده فخرج من عینیه ماء ولو قدر مثل جناح البعوضه الا بنى الله له بیتا فی الجنه وجعل ذلک حجابا بینه وبین النار، فلما بلغت الى قولی:

من کان مسرورا بما مسکم * أو شامتا یوما من الان فقد ذللتم بعد عز فما * أدفع ضیما حین یغشانی

أخذ بیدی وقال: اللهم اغفر للکمیت ما تقدم من ذنبه وما تأخر، فلما بلغت الى قولی: متى یقوم الحق فیکم متى * یقوم مهدیکم الثانی قال سریعا ان شاء الله سریعا،

علی بن محمد بن علی الخزاز القمى الرازى، الوفاه:۴۰۰، کفایه الأثر ج: ۱ ص:۲۴۹، تحقیق: العلم الحجه السید عبد اللطیف الحسینى الکوه کمرى، الناشر: انتشارات بیدار مطعه الخیام – قم(۱۴۰۱ ه‌)

کمیت شاعر گفت: وارد شدم بر آقایم حضرت محمد بن على باقر و عرض کردم: اى فرزند رسول خدا من در باره شما اشعارى گفته‏ام آیا اجازه مى‏فرمایى آنها را انشاد کنم(و در محضر شما بخوانم؟) فرمود: اکنون ایام البیض است(و خواندن شعر مناسب نیست) عرض کردم: این اشعار در باره شما بالخصوص است؟ فرمود: بخوان پس شروع کردم و گفتم:

روزگار مرا خندان کرد و گریاند. و روزگار زیروروها و رنگهایى دارد، براى نه تن که در کربلا غافلگیر شدند. و همگى در کفنهاى خود آرمیدند پس حضرت باقر گریان شد و حضرت صادق نیز گریست، و شنیدم که زنى نیز پشت پرده گریه مى‏کند، همین که به این شعر رسیدم: و شش تن که کسى با آنها(در فضیلت) مقایسه نشود فرزندان عقیل بهترین سواران، سپس على آقاى ایشان که نامبردنشان غصه‏هاى مرا زنده کرده حضرت فرمود: نیست کسى که یاد ما کند یا نزدش ما را یاد کنند و از چشمانش مانند بال مگسى‏ اشک بیرون آید مگر این که خداوند براى او خانه در بهشت بنا کند، و این اشک را پرده میان او و آتش قرار دهد، همین که به این شعر رسیدم: کیست که خرسند باشد به آنچه به شما رسیده یا شاد باشد از اکنون روزى، زیرا شما بعد از عزت خوار شدید و من اگر ظلمى به جانبم رو آورد جلوگیرى نمى‏کنم حضرت دستم را گرفت و فرمود: پروردگارا گناهان گذشته و آینده کمیت را بیامرز، و همین که به این شعر رسیدم: چه زمان حق در میان شما قیام کند؟. چه زمان مهدى دوم شما بپا خیزد؟ فرمود: بزودى ان شاء اللَّه، بزودى ان شاء اللَّه؛ بزودى‏

توصیه امام باقر علیه السلام به اقامه ی مجلس عزا وگریه برای امام حسین علیه السلام در منازل
حدَّثنی حکیم بن داود بن حکیم؛ وغیره، عن محمّد بن موسى الهَمدانیِّ، عن محمّد بن خالد الطّیالسیِّ، عن سیف بن عَمِیره؛ وصالِح بن عُقْبه جمیعاً، عن عَلقمهَ بنِ محمّد الحَضرمیّ؛ و(کذا) محمّد بن إسماعیل، عن صالِح بن عُقْبه، عن مالک الجُهنیّ، عن أبی جعفر الباقر علیه‌السلام « قال: مَن زار الحسین علیه‌السلام یوم عاشوراء من المحرَّم حتّى یظلَّ عنده باکیاً لقی الله تعالى یوم القیامه بثواب ألفَـ[ـی] ألف حَجّه وألفَـ[ـی] ألف عُمره، وألفی ألف غَزوه، وثواب کلِّ حَجّه وعُمره وغزوه کثواب مَن حجّ واعتمر وغَزا مع رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ومع الأئمّه الرَّاشدین صلوات الله علیهم أجمعین. قال: قلت: جُعِلتُ فِداک لِمَن کان فی بُعدِ البلاد واقاصیها ولم یمکنه المسیر إلیه فی ذلک الیوم؟ قال: إذا کان ذلک الیوم بَرزَ إلى الصَّحراء أو صَعد سَطحاً مُرتفعاً فی دارِه، وأومأ إلیه بالسّلام، واجتهد على قاتله بالدُّعاء، وصلّى بعد رَکعتین یفعل ذلک فی صَدرِ النَّهار قبل الزَّوال، ثمَّ لیندُب الحسین علیه‌السلام ویَبکیه ویأمر مَن فی داره بالبُکاء علیه، ویقیم فی داره مصیبته بإظهار الجزع علیه، ویتلاقون بالبُکاء بعضهم بعضاً فی البیوت، ولیعزّ بعضهم بعضاً بمصاب الحسین علیه‌السلام، فأنا ضامِنٌ لهم إذا فعلوا ذلک على الله عزَّوجلَّ جمیع هذا الثَّواب، فقلت: جُعِلتُ فِداک وأنت الضّامِن لهم إذا فعلوا ذلک والزَّعیم به؟ قال: أنا الضّامن لهم ذلک والزَّعیم لمن فعل ذلک. قال: قلت: فکیف یعزّی بعضهم بعضاً؟ قال: یقولون: عَظَّم اللهُ اُجُورَنا بِمُصابنا بِالحسینِ علیه‌السلام، وجَعَلَنا وإیّاکم مِن الطّالِبین بِثأرِه مع وَلیّه الإمام المَهدیّ مِن آل محمّدٍ؛ فإن استطعت أن لا تنتشر یومک فی حاجه فافعل، فإنّه یوم نحس لا تقضى فیه حاجه، وإن قضیت لم یبارک له فیها ولم یر رُشْداً، ولا تدَّخِرنَّ لمنزلک شیئاً، فإنّه مَن ادَّخر لمنزلِه شیئاً فی ذلک الیوم لم یُبارک له فیما یدَّخره ولا یُبارک له فی أهله، فمن فعل ذلک کُتِبَ له ثوابُ ألفِ ألفِ حَجّه و ألف ألف عُمره، وألف ألف غَزوه کلُّها مع رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم وکان له ثواب مصیبه کلِّ نبیٍّ ورَسولٍ وصِدِّیق وشَهیدٍ مات أو قُتِل منذ خلق الله الدُّنیا إلى أن تقوم السّاعه

ابو القاسم جعفر بن محمد بن بن جعفر بن موسى بن قولویه القمی، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزّیارات ج: ۱ ص۱۹۳: تحقیق: بهراد الجعفری – الناشر: مکتبه الصدوق

حضرت ابى جعفر الباقر علیه السّلام، حضرت فرمودند: کسى در روز عاشوراء یعنى روز دهم محرّم الحرام حضرت امام حسین علیه السّلام را زیارت کند و روز را تا شب با حالتى گریان نزد آن حضرت بماند روز قیامت خدا را ملاقات کند در حالى که خداوند متعال ثواب دو میلیون حج و دو میلیون عمره و دو میلیون مرتبه جهاد را به وى بدهد.

شایان توجّه است که ثواب هر حج و عمره و جهادى همچون ثواب کسى است که حج و عمره و جهاد را در معیّت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و ائمه راشدین صلوات اللَّه علیهم اجمعین بجا آورده باشد. علقمه مى‏گوید: محضر مبارک امام پنجم علیه السّلام عرضه داشتم: فدایت شوم، اجر و ثواب کسى که در شهرهاى دوردست و بلاد غریب و بعید بوده به طورى که برایش امکان ندارد در چنین روزى(روز عاشوراء) به زیارت حضرت بشتابد؟ امام علیه السّلام فرمودند:

وى در چنین روزى به صحراء رفته یا به پشت بام بلندى در خانه‏اش برآید و با سلام به حضرت اشاره کرده سپس در نفرین بر قاتلان آن حضرت سعى و کوشش نموده و پس از آن دو رکعت نماز بخواند. البتّه توجه داشته باشد که این زیارت را در روز قبل از ظهر انجام دهد، سپس براى امام حسین علیه السّلام ندبه و گریه نموده و به کسانى که در خانه مى‏باشند نیز امر نماید که براى آن حضرت بگریند و با اظهار جزع و فزع بر آن جناب در خانه‏اش اقامه مصیبت نماید و مواظب باشند هر گاه اهل خانه یک دیگر را ملاقات کردند با گریه باشند و لازم است برخى از آنها بعضى دیگر را نسبت به مصیبت حضرت ابا عبد اللَّه الحسین علیه السّلام تسلیت دهند و در صورتى که به این دستورهائى که داده شد عمل کنند من ضامن مى‏شوم که حقتعالى تمام ثواب‏هائى که ذکر شد را به ایشان اعطاء فرماید. محضر مبارکش عرض کردم: فدایت شوم شما براى ایشان ضامن این ثوابها مى‏شوید؟ حضرت فرمودند: در صورتى که به دستورهاى داده شده عمل کنند البته من ضامن آن مى‏باشم.

علقمه مى‏گوید: محضر مبارک امام علیه السّلام عرض کردم: اگر بعضى خواهند برخى دیگر را تسلیت بدهند چگونه و چه بگویند: حضرت فرمودند: بگویند: عظّم اللَّه اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السّلام، و جعلنا و إیّاکم من الطالبین بثاره مع ولیّه الإمام المهدى من آل محمّد صلوات اللَّه علیهم(خداوند متعال اجرها و ثواب‏هاى عزادار بودن ما را براى امام حسین علیه السّلام زیاد گردانده و ما و شما را در رکاب ظفر قرین ولىّ آن حضرت، حضرت امام مهدى قائم آل محمّد صلوات اللَّه علیهم اجمعین از طلب‏کنندگان خون آن جناب قرار دهد). و اگر قدرت و توانائى این را داشتى که آن روز(روز عاشوراء) را بدنبال نیازمندى‏هایت نروى البته مرو چه آنکه این روز، روز نحسى بوده و حاجت در آن روا نمى‏گردد و اگر هم حاجت برآورده شود براى شخص حاجت‏مند مبارک نبوده و وى خیر نخواهد دید.

توجّه داشته باشد در آن روز در منزلت آذوقه‏اى را ذخیره نکنى چه آنکه اگر کسى در آن روز در منزلش چیزى را ذخیره کند برایش میمون و مبارک نبوده و براى اهلش نیز برکت نخواهد داشت.

بنا بر این کسى که به این دستورها عمل کند ثواب هزار هزار حج و هزار هزار عمره و هزار هزار جهاد که تمامى را در رکاب رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم انجام داده باشد برایش نوشته مى‏شود و همچنین خداوند متعال ثواب هر مصیبتى که به انبیاء و رسل و صدّیقین و شهدائى که فوت کرده یا کشته شده‏اند رسیده است را از بدو خلقت دنیا تا انقراض عالم و قیام قیامت به او اعطاء مى‏فرماید

امام باقر علیه السلام وبیان ثواب گریه بر اباعبدالله الحسین علیه السلام:
حدِّثنی الحسن بن عبدالله بن محمّد بن عیسى، عن أبیه، عن الحسن بن محبوب، عن العلاء بن رزین، عن محمّد بن مسلم، عن أبی جعفر علیه‌السلام « قال: کان علیّ بن الحسین علیهما‌السلام یقول: أیّما مؤمنٍ دمعتْ عَیناه لقتل الحسینابن علیٍّ علیهما‌السلام دمعهً حتّى تسیل على خدِّه بوَّأه الله بها فی الجنّه غُرفاً یسکنها أحقاباً، وأیّما مؤمن دَمَعَتْ عیناه حتّى تسیل على خَدِّه فینا لاُذى مسّنا مِن عَدوِّنا فی الدُّنیا بوَّأه الله بها فی الجنّه مبوَّأ صِدقٍ، وأیّما مؤمنٍ مَسَّه أذىً فینا فَدَمَعَتْ عیناه حتّى تسیل على خَدِّه مِن مَضَاضهِ ما اُوذِی فینا صرَّف اللهُ عن وجهه الأذى وآمنه یوم القیامه مِن سَخطه والنّار

ابو القاسم جعفر بن محمد بن بن جعفر بن موسى بن قولویه القمی، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزّیارات، ج: ۱ص: ۱۰۷ تحقیق: بهراد الجعفری – الناشر: مکتبه الصدوق

حضرت علىّ بن ابى الحسن علیهما السّلام مى‏فرمودند:

هر مؤمنى که بخاطر شهادت حسن بن علىّ علیهما السّلام گریه کند تا اشگش بر گونه‏هایش جارى گردد خداوند منّان غرفه‏اى در بهشت به او دهد که مدّت‏ها در آن ساکن گردد و هر مؤمنى بخاطر ایذاء و آزارى که از دشمنان ما در دنیا به ما رسیده گریه کند تا اشگش بر گونه‏هایش جارى شود خداوند متعال در بهشت به او جایگاه شایسته‏اى دهد و هر مؤمنى در راه ما اذیت و آزارى به او رسد پس بگرید تا اشگش بر گونه‏هایش جارى گردد خداوند متعال آزار و ناراحتى را از او بگرداند و در روز قیامت از غضب و آتش دوزخ در امانش قرار دهد.

بهشت، جزای یک قطره اشک بر امام حسین علیه السلام:
حدثنی حکیم بن داود، عن سلمه بن الخطاب، عن الحسن بن علی، عن العلاء بن رزین القلاء، عن محمد بن مسلم، عن أبی جعفر(علیه السلام) قال: أیما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین(علیه السلام) دمعه حتى تسیل على خده بوأه الله بها غرفا فی الجنه یسکنها أحقابا

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزیارات ج:۱ ص: ۲۰۷، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنه التحقیق -چاپ اول، الناشر:موسسه نشر الفقاهه عید الغدیر ۱۴۱۷

هر مؤمنى که بخاطر شهادت حضرت حسین علیه السّلام چشمانش اشگ ریخته بطورى که اشگها بر گونه‏هایش جارى گردد خداوند منّان در بهشت غرفه‏هائى به او عنایت فرماید که وى براى روزگارها در آن سکنا گزیند.

گریه امام صادق علیه السلام بر امام حسین علیه السلام
روایاتی که در باب عزاداری حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده، به مراتب بیشتر از روایات بقیه معصومین در این باب می باشد، واین چه بسا ناشی از شرایط خاصی که در زمان امام صادق علیه السلام پیش آمده بود، در این روایات امام صادق علیه السلام ضمن آنکه خود، به عزاداری و گریه می پردازد، به دیگران توصیه به عزاداری می کند و ثواب گریه بر اباعبدالله علیه السلام را بیان کرده است، همچنین در بعضی از روایات نقل شده است که خود حضرت علیه السلام از شعرا درخواست می کرد که برای آن حضرت شعر در عزای حضرت اباعبدالله بسرایند وامام نیز به شدت گریه می کردند.

روضه خوانی شعراء در محضر امام صادق علیه السلام واهل بیت مکرمشان:
حدَّثنی محمّد بن جعفر، عن محمّد بن الحسین، عن ابن أبی عُمَیر، عن عبدالله بن حسّان، عن ابن أبی شعبه عن عبدالله بن غالب « قال: دخلت على أبی عبدالله علیه‌السلام فأنشدته مَرْثِیهَ الحسین علیه‌السلام، فلمّا انتهیتُ إلى هذا الموضع:

لَبلِیَّه تَسقو حُسَیناً بمَسقاهِ الثَّرى غَیر التُّرابِ

فصاحت باکیه من وراء السّتر: واأبتاه!!!

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷، کامل الزیارات ج: ۱ص:۱۱۲، تحقیق: بهراد الجعفری، الناشر:مکتبه الصدوق

محمّد بن جعفر، از محمّد بن الحسین، از ابن ابى عمیر، از عبد اللَّه بن حسّان، از ابن أبى شعبه، از عبد اللَّه بن غالب نقل کرده که وى گفت: بر حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام داخل شده پس شعرى در مرثیه حضرت امام حسین علیه السّلام خواندم و وقتى به این بیت منتهى شدم:

لبلیّه تسقو حسینا بمسقاه الثّرى غیر التّراب

‏ به خدا قسم مصیبتى بود که آن مصیبت حسین علیه السّلام را در آب‏خورگاه زمینى مرطوب نه خشک سیراب نمود پس مخدّره‏اى که در پشت پرده مى‏گریست با صداى بلند فریاد زد: وا أبتاه!!!

روضه خوانی جعفر بن عفان برای امام صادق علیه السلام:
حدثنی نصر بن الصباح، قال حدثنی أحمد بن محمد بن عیسی، عن یحیی بن عمران، قال حدثنا محمد بن سنان، عن زید الشحام، قال کنا عند أبی عبد الله(ع) ونحن جماعه من الکوفیین،فدخل جعفر بن عفان علی أبی عبد الله(ع)فقربه وأدناه، ثم قال یا جعفر قال لبیک جعلنی الله فداک، قال بلغنی أنک تقول الشعر فی الحسین(ع) وتجید فقال له نعم جعلنی الله فداک، فقال قل فأنشده(ع) و من حوله حتی صارت له الدموع علی وجهه ولحیته، ثم قال یا جعفر و الله لقد شهدک ملائکه الله المقربون هاهنا یسمعون قولک فی الحسین(ع) ولقد بکوا کمابکینا أوأکثر، ولقد أوجب الله تعالی لک یا جعفر فی ساعته الجنه بأسرها وغفر الله لک، فقال یا جعفر أ لاأزیدک قال نعم یاسیدی، قال ما من أحد قال فی الحسین(ع)شعرا فبکی وأبکی به إلاأوجب الله له الجنه وغفر له

الشیخ الطوسی، الوفاه: ۴۶، رجال الکشی، ج:۱ ص: ۲۸۹، المحقق: السید مهدی الرّجائی صححه و علق علیه و قدم له و وضع فهارسه حسن المصطفوی، الناشر: انتشارات مرکز تحقیقات و مطالعات دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مشهد ۱۳۴۸

زید شحام نقل میکند که گفت: ما و گروهى از کوفى‏ها در حضور امام جعفر صادق علیه السّلام نشسته بودیم که جعفر بن عفان بحضور امام صادق مشرف شد. حضرت صادق وى را نزدیک خود جاى داد و به او فرمود:

اى جعفر! گفت: لبیک! خدا مرا فداى تو کند. فرمود: بمن این طور رسیده که تو خیلى خوب در باره امام حسین علیه السّلام شعر میگوئى؟ گفت: آرى فداى تو شوم. فرمود: پس شعر بگو! وقتى وى شعر گفت: امام صادق علیه السّلام بقدرى گریه کرد که اشک‏هاى آن حضرت به گونه‏هاى صورت و ریش مبارکش فرو ریخت و افرادى هم که حضور داشتند گریان شدند.

سپس حضرت صادق علیه السّلام فرمود: اى جعفر! بخدا قسم ملائکه مقرب خدا شعر تو را که در اینجا براى امام حسین گفتى شنیدند و بیشتر از ما گریه کردند. اى جعفر! خدا الساعه بهشت را بر تو واجب نمود و تو را آمرزید.

آنگاه فرمود: اى جعفر! آیا زیادتر از این براى تو بگویم؟ گفت: آرى اى مولاى من. فرمود: احدى نیست که در باره مصیبت امام‏ حسین شعر بگوید و گریه کند و دیگران را گریان نماید مگر اینکه خدا بهشت را بر او واجب میکند و او را مى‏آمرزد.

روضه خوانی اباهارون برای امام صادق علیه السلام:
حدثنا أبو العباس القرشی، عن محمد بن الحسین بن أبی الخطاب، عن محمد بن إسماعیل، عن صالح بن عقبه، عن أبی هارون المکفوف، قال: قال أبو عبد الله(علیه السلام): یا أبا هارون أنشدنی فی الحسین(علیه السلام)، قال: فأنشدته، فبکى، فقال: أنشدنی کما تنشدون – یعنی بالرقه -قال: فأنشدته:

امرر على جدث الحسین * فقل لأعظمه الزکیه

قال: فبکى، ثم قال: زدنی، قال: فأنشدته القصیده الأخرى، قال:فبکى، وسمعت البکاء من خلف الستر، قال: فلما فرغت قال لی: یا أبا هارون من أنشد فی الحسین(علیه السلام) شعرا فبکى وأبکى عشرا کتبت له الجنه، ومن أنشد فی الحسین شعرا فبکى وأبکى خمسه کتبت له الجنه، ومن أنشد فی الحسین شعرا فبکى وأبکى واحدا کتبت لهما الجنه، ومن ذکر الحسین(علیه السلام) عنده فخرج من عینه من الدموع مقدار جناح ذباب کان ثوابه على الله ولم یرض له بدون الجنه.

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷، کامل الزیارات ج:۱ ص: ۲۰۸، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنه التحقیق -چاپ اول، الناشر:موسسه نشر الفقاهه عید الغدیر ۱۴۱۷

ابو العباس قرشى، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل، از صالح بن عقبه، از ابى هارون مکفوف نقل کرده که وى گفت:

حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

اى ابا هارون آیا شعرى در مصیبت امام حسین علیه السّلام برایم مى‏خوانى؟

ابا هارون مى‏گوید: پس براى آن حضرت شعرى خواندم و آن جناب گریست.

سپس فرمودند:

همان طورى که پیش خود شعر و مرثیه مى‏خوانید برایم بخوان یعنى با رقّت و لطافت، ابا هارون مى‏گوید:

پس این بیت را براى آن جناب با رقّت و لطافت خواندم:

فقل لاعظمه الزّکیه***امرر على جدث الحسین‏

یعنى: گذر کن بر قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام، پس به استخوانهاى پاک و مطهّرش بگو.

ابا هارون مى‏گوید: امام علیه السّلام گریست، سپس فرمود: بیشتر برایم بخوان.

پس قصیده دیگر براى حضرتش خواندم. ابا هارون مى‏گوید: امام علیه السّلام گریستند و صداى گریه اهل منزل را از پشت پرده شنیدم.

سپس ابا هارون مى‏گوید: وقتى از خواندن فارغ شدم حضرت به من فرمودند: اى ابا هارون کسى که در مرثیه حسین بن على علیهما السّلام شعرى خوانده و خود گریه کرده و ده نفر دیگر را بگریاند بهشت بر ایشان واجب مى‏گردد. و کسى که در مرثیه حسین علیه السّلام شعرى خوانده و خود گریه کرده و یک نفر دیگر را بگریاند بهشت براى هر دو واجب مى‏شود و کسى امام حسین را نزدش یاد کنند و از چشمش به مقدار بال مگس اشک بیاید ثواب و اجر او بر خداست و خداوند براى وى به کمتر از بهشت اجر و ثواب نمى‏دهد.

حال پریشان و گریه شدید امام صادق علیه السلام درروز عاشوراء:
روى عبد الله بن سنان قال: دخلت على سیدی أبی عبد الله جعفر بن محمد علیهما السلام فی یوم عاشوراء فألفیته کاسف اللون ظاهر الحزن ودموعه تنحدر من عینیه کاللؤلؤ المتساقط. فقلت: یا ابن رسول الله! مم بکاؤک؟ لا أبکی الله عینیک، فقال لی: أو فی غفله أنت؟ أما علمت أن الحسین بن علی أصیب فی مثل هذا الیوم؟ فقلت: یا سیدی! فما قولک فی صومه؟ فقال لی: صمه من غیر تبییت، وأفطره من غیر تشمیت، ولا تجعله یوم صوم کملا ولیکن إفطارک بعد صلاه العصر بساعه على شربه من ماء، فإنه فی مثل ذلک الوقت من ذلک الیوم تجلت الهیجاء عن آل رسول الله وانکشفت الملحمه عنهم، وفی الأرض منهم ثلاثون صریعا فی موالیهم یعز على رسول الله صلى الله علیه وآله مصرعهم ولو کان فی الدنیا یومئذ حیا لکان صلوات الله علیه هو المعزی بهم، قال: وبکی أبو عبد الله علیه السلام حتى اخضلت لحیته بدموعه، ثم قال: إن الله جل ذکره لما خلق النور خلقه یوم الجمعه فی تقدیره فی أول یوم من شهر رمضان، وخلق الظلمه فی یوم الاربعاء یوم عاشوراء فی مثل ذلک یعنی یوم العاشر من شهر المحرم فی تقدیره، وجعل لکل منهما شرعه ومنهاجا

الشیخ الطوسی، الوفاه:۴۶۰، مصباح المتهجد ج: ۱ ص: ۷۸۲، چاپ اول،الناشر:-مؤسسه فقه الشیعه بیروت – لبنان ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱ م [بی تا]

عبد اللَّه بن سنان نقل میکند که گفت: من در روز عاشورا بحضور حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مشرف شدم و آن بزرگوار را دیدم که رنگش تغییر نموده و اشکهایش نظیر لؤلؤ از چشمان مقدسش فرو میریزد، من گفتم: یا بن رسول اللَّه براى چه گریانى؟ خدا چشمان تو را گریان نکند! در جوابم فرمود: مگر تو غافلى، آیا نمیدانى که حسین بن على علیه السلام در یک چنین روزى دچار مصیبت گردید. گفتم: اى آقاى من، روزه گرفتن روز عاشورا چه صورت دارد؟ فرمود: روزه بگیر، ولى شب نیت آن را نکن. افطار کن ولى نه از روى شماتت. یک روز کامل را روزه نگیر: بلکه یک ساعت ابعد از نماز ظهر یک شربت آب بیاشام، زیرا در یک چنین وقت بود که جنگ و جدال از آل رسول دست برداشت و ابتلاء آنان خاتمه یافت. در صورتى که تعداد سى جنازه از مردان ایشان روى زمین افتاده بود و این مصیبت براى پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله خیلى‏ ناگوار بود. اگر آن روز رسول خدا در دنیا زنده مى‏بود شخصا در عزاى آنان مى‏نشست.

راوى میگوید: امام جعفر صادق علیه السلام بقدرى گریه کرد که محاسن شریفش بوسیله اشگهایش تر شد. سپس فرمود: خداى سبحان نور را در روز جمعه در اولین روز ماه رمضان آفرید و ظلمت را در روز چهارشنبه که روز عاشورا بود خلق کرد، یعنى روز دهم ماه محرم الحرام. و براى هر کدام طریقى قرار داد

گریه امام صادق علیه السلام هنگام ذکر نام اباعبدالله علیه السلام:
حدّثنی محمّد بن الحسن، عن محمّد بن الحسن الصّفّار، عن أحمد بن محمّد بن عیسى، عن محمّد بن خالد البرقیِّ، عن أبان الأحمر، عن محمّد بن الحسین الخزَّاز، عن هارون بن خارجه، عن أبی عبدالله علیه‌السلام « قال: کنّا عنده فذکرنا الحسین علیه‌السلام [وعلى قاتله لعنه الله] فبکى أبو عبدالله علیه‌السلام وبکینا، قال: ثمَّ رفع رأسَه فقال: قال الحسین علیه‌السلام: أنا قتیل العَبرَه، لا یذکرنی مؤمن إلاّ بکى ـ وذکر الحدیث ـ ».

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷ کامل الزیارات، ج: ۱ص ۱۱۷، تحقیق: بهراد الجعفری، الناشر:مکتبه الصدوق

هارون بن‏ خارجه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده وى گفت: محضر مبارک امام صادق علیه السّلام بودیم، پس نام امام حسین علیه السّلام و على قاتله لعنه اللَّه را بردیم، حضرت گریستند و ما نیز گریستیم. راوى مى‏گوید: امام علیه السّلام سر مبارکشان را بلند کرده و فرمودند: حضرت امام حسین علیه السّلام فرمودند: من کشته اشک هستم، یاد نمى‏کند من را هیچ مؤمنى مگر آنکه مى‏گرید…

گریه حضرت امام صادق علیه السلام بر ابا عبدالله سلام الله علیه هنگام نوشیدن آب:
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ، عَمَّنْ ذَکَرَهُ، عَنِ الْخَشَّابِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَّانِ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ کَثِیرٍ، عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ، قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه‌السلام إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ، فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ، وَاغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِهِ، ثُمَّ قَالَ لِی: « یَا دَاوُدُ، لَعَنَ اللهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِ، وَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ، فَذَکَرَ الْحُسَیْنَ علیه‌السلام وَأَهْلَ بَیْتِهِ وَلَعَنَ قَاتِلَهُ إِلاَّ کَتَبَ اللهُ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ لَهُ مِائَهَ أَلْفِ حَسَنَهٍ، وَحَطَّ عَنْهُ مِائَهَ أَلْفِ سَیِّئَهٍ، وَرَفَعَ لَهُ مِائَهَ أَلْفِ دَرَجَهٍ، وَکَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَهَ أَلْفِ نَسَمَهٍ، وَحَشَرَهُ اللهُ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ

الشیخ الکلینی، الوفاه:۳۲۹،الکافی ج: ۱۲ ص: ۶۵۸، تحقیق: قسم احیاء التراث مرکز بحوث دار الحدیث، الناشر: دارالحدیث قم تاریخ انتشار: ۱۳۸۷ ش

داود رقّى، وى مى‏گوید: در محضر مبارک امام صادق علیه السّلام بودم، حضرت آب طلبیدند و زمانى که آب را نوشیدند دیدم در حضرت حالت گریه پیدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشک شد سپس به من فرمودند: اى داود خدا قاتل حسین علیه السّلام را لعنت کند، بنده‏اى نیست که آب نوشیده و حسین علیه السّلام را یاد نموده و کشنده‏اش را لعنت کند مگر آنکه خداوند منّان صد هزار حسنه براى او منظور مى‏کند و صد هزار گناه از او محو کرده و صد هزار درجه مقامش را بالا برده و گویا صد هزار بنده آزاد کرده و روز قیامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى‏کند.

توصیه امام صادق علیه السلام به گریه بر امام حسین علیه السلام:
حدَّثنی محمّد بن عبدالله بن جعفر الحِمیریّ، عن أبیه، عن علیِّ بن محمّد بن سالم، عن محمّد بن خالد، عن عبدالله بن حماد البصریّ، عن عبدالله بن عبدالرَّحمن الأصمّ، عن مِسْمَع بن عبدالملک کِرْدین البصریّ « قال: قال لی أبو عبدالله علیه‌السلام: یا مِسْمَع أنت مِن أهل العِراق؛ أما تأتی قبر الحسین علیه‌السلام؟ قلت: لا؛ أنا رَجلٌ مشهورٌ عند أهل البصره، وعندنا مَن یتّبع هوى هذا الخلیفه، وعدوّنا کثیر مِن أهل القبائل مِن النُّصّاب وغیرهم، ولستُ آمنهم أنْ یرفعوا حالی عند ولد سلیمان فیُمثِّلون بی، قال لی: أفما تذکر ما صنع به؟ قلت: نعم، قال: فتجزع؟ قلت: إی والله وأستعبر لذلک حتّى یرى أهلی أثر ذلک علیَّ فأمتنع مِن الطّعام حتّى یستبین ذلک فی وَجهی، قال: رحِمَ الله دَمعتَک، أما إنّک مِن الَّذین یُعدُّون مِن أهل الجزع لنا، والّذینَ یَفرحون لِفَرحِنا ویحزنون لِحُزننا ویخافون لَخوْفنا ویأمنون إذا أمنّا، أما إنّک سترى عند موتک حضور آبائی لک ووصیّتهم ملکَ الموت بک، وما یلقّونک به مِن البشاره أفضل، ولملک الموت أرقّ علیک وأشدُّ رَحمهً لک من الاُمّ الشّفیقه على ولدها، قال: ثمَّ استعبر واستعبرتُ معه، فقال: الحمد للهِ الّذی فضّلنا على خلقِه بالرَّحمه وخصَّنا أهل البیت بالرَّحمه، یا مِسمَع إنَّ الأرض والسَّماء لتبکی مُنذُ قُتل أمیر المؤمنین علیه‌السلام رَحمهً لنا، وما بکى لنا مِن الملائکه أکثر وما رَقأتْ دُموع الملائکه منذ قُتلنا، وما بکى أحدٌ رَحمهً لنا ولما لقینا إلاّ رحمه الله قبل أن تخرج الدَّمعه من عینه، فإذا سالَتْ دُموعُه على خَدِّه، فلو أنَّ قطرهً مِن دُموعِه سَقَطتْ فی جهنَّم لأطْفَئتْ حَرَّها حتّى لا یوجد لها حَرٌّ، وإنّ الموجع لنا قلبه لیفرح یوم یرانا عند مَوته فرحَهً لا تزال تلک الفرْحَه فی قلبه حتّى یرد علینا الحوض، وإنّ الکوثر لیفرح بمحبِّنا إذا ورد علیه حتّى أنّه لیذیقه مِن ضروب الطَّعام ما لا یشتهی أن یصدر عنه، یا مِسْمع مَن شرب منه شَربهً لم یظمأ بعدها أبداً، ولم یستق بعدها أبداً، وهو فی بَرْدِ الکافور وریح المِسْک وطعم الزَّنجبیل، أحلى مِن العَسل، وألین مِن الزَّبد، وأصْفى مِن الدَّمع، وأذکى مِن العَنبر یخرج من تَسْنیم، ویمرُّ بأنهار الجِنان یجری على رَضْراض الدُّرِّ والیاقوت، فیه من القِدْحان أکثرُ من عدد نجوم السَّماء، یوجد ریحه مِن مَسیرهِ ألف عام، قِدْحانه مِن الذَّهب والفِضّه وألوان الجوهر، یفوح فی وجه الشّارب منه کلُّ فائحه حتّى یقول الشّارب منه: یا لیتنی ترکت ههنا لا أبغی بهذا بَدلاً، ولا عنه تَحویلاً، أما إنّک یا [ابن] کِرْدین ممّن تروی منه، وما مِن عَین بَکتْ لنا إلاّ نَعِمَتْ بالنّظر إلى الکوثر وسُقِیتْ منه، وأنَّ الشَّارب منه ممّن أحبَّنا لیعطى مِن اللَّذَّه والطَّعم والشَّهوه له أکثر ممّا یعطاه مَن هو دونه فی حُبِّنا.

وإنْ على الکوثر أمیر المؤمنین علیه‌السلام وفی یده عصاً مِن عَوسَج یحطم بها أعداءَنا، فیقول الرَّجل منهم: إنّی أشهد الشَّهادتین، فیقول: انطلقْ إلى إمامک فلانٍ فاسأله أنْ یشفع لک، فیقول: تبرَّأ منّی إمامی الَّذی تذکره، فیقول: ارجع إلى ورائِک فقلْ للَّذی کنتَ تتولاّه وتقدِّمه على الخلق فاسأله إذ کان خیر الخلق عِندَک أن یشفعَ لک، فإنَّ خیرَ الخلق مَن یَشفَع، فیقول: إنّی اُهلک عَطَشاً، فیقول له: زادکَ اللهُ ظَمأُ وزادَکَ اللهُ عَطَشاً.

قلت: جُعِلتُ فِداک وکیف یقدر على الدُّنوّ مِن الحوض ولم یقدر علیه غیره؟ فقال: ورع عن أشیاء قبیحهٍ، وکفّ عن شتمنا [أهل البیت] إذا ذکرنا، وترک أشیاء اجترء علیها غیره، ولیس ذلک لِحبّنا ولا لِهوى منه لنا، ولکن ذلک لشدَّه اجتهاده فی عبادته وتَدَیُّنه ولما قد شغل نفسه به عن ذکر النّاس، فأمّا قلبه فمنافق ودینه النَّصب واتّباع أهل النَّصب وولایه الماضینَ وتقدُّمه لهما على کلِّ أحدٍ ».

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷، کامل الزیارات، ج: ۱ص ۱۰۸،تحقیق: بهراد الجعفری،الناشر:مکتبه الصدوق

مسمع بن عبد الملک کردین بصرى نقل کرده: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام به من فرمودند: اى مسمع تو از اهل عراق هستى، آیا به زیارت قبر حسین علیه السّلام مى‏روى؟

عرض کردم: خیر، من نزد اهل بصره مردى مشهور هستم و نزد ما کسانى هستند که خواسته این خلیفه را طالب بوده و دشمنان ما از گروه ناصبى‏ها و غیر ایشان بسیار بوده و من در امان نیستم از اینکه حال من را نزد پسر سلیمان گزارش کنند.

در نتیجه او با من کارى کند که عبرت دیگران گردد لذا احتیاط کرده و به زیارت آن حضرت نمى‏روم. حضرت به من فرمودند: آیا یاد مى‏کنى مصائبى را که براى آن جناب فراهم کرده و آزار و اذیت‏هائى که به حضرتش روا داشتند؟ عرض کردم: بلى. حضرت فرمودند: آیا به جزع و فزع مى‏آئى؟ عرض کردم: بلى به خدا قسم و بخاطر یاد کردن مصائب آن بزرگوار چنان غمگین و حزین مى‏شوم که اهل و عیالم اثر آن را در من مشاهده مى‏کنند و چنان حالم دگرگون مى‏شود که از خوردن طعام و غذا امتناع نموده و بوضوح علائم حزن و اندوه در صورتم نمایان مى‏گردد. حضرت فرمودند: خدا رحمت کند اشگ‏هاى تو را(یعنى خدا بواسطه این اشگ‏ها تو را رحمت‏ نماید، بدان قطعا تو از کسانى محسوب مى‏شوى که به خاطر ما جزع نموده و به واسطه سرور و فرح ما مسرور گشته و بخاطر حزن ما محزون گردیده و بجهت خوف ما خائف بوده و هنگام مأمون بودن ما در امان هستند، توجه داشته باش حتما و عنقریب هنگام مرگ اجدادم را بالاى سرت خواهى دید که ملک الموت سفارش تو را خواهند نمود و بشارتى که به تو خواهند داد برتر و بالاتر از هر چیزى است و خواهى دید که ملک الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان‏تر و رحیم‏تر خواهد بود. مسمع مى‏گوید: سپس حضرت گریستند و اشگهاى مبارکشان جارى شد و من نیز با آن جناب اشگ ریختم، پس از آن حضرت فرمودند: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنا عَلى‏ خلقه بالرّحمه و خصّنا اهل البیت بالرّحمه.

اى مسمع از هنگامى که امیر المؤمنین علیه السّلام شهید شدند زمین و آسمان بر ما ترحم نموده و مى‏گریند و موجودى بیشتر از فرشتگان بر ما گریه نکرده است، ایشان اشک‏هایشان لا ینقطع جارى بوده و هرگز قطع نمى‏شود. توجّه داشته باش احدى بخاطر ترحم بما و بجهت مصائبى که بر ما وارد شده گریه نمى‏کند مگر آنکه قبل از آمدن اشگ از چشمش حقتعالى او را رحمت خواهد نمود و وقتى اشگ‏ها بر گونه‏هایش جارى گشت در صورتى که یک قطره از آنها در جهنّم بیفتد حرارت و آتش آن را خاموش و آرام مى‏کند که دیگر براى آن حرارتى پیدا نمى‏شود. بدان کسى که به خاطر ما قلبش دردناک شود در روزى که موت و مرگش فرا برسد و ما را مشاهده نماید سرور و نشاطى برایش پیدا شود که پیوسته این سرور در او بوده تا در کنار حوض بر ما وارد گردد و هنگامى که محبّ و دوست‏دار ما اهل بیت بر حوض کوثر وارد شود سرور و فرح خاصّى در کوثر پیدا شود به حدّى که انواع و اقسام اطعمه‏اى را به او چشانده که وى مایل‏ نیست طعم آن غذاها زائد گردد. اى مسمع: کسى که از آن حوض یک جرعه بیاشامد هرگز بعد از آن تشنه نشده و ابدا طلب آب نکند. صفات آب کوثر سپس حضرت اوصاف آب کوثر را چنین توصیف فرمودند:

الف: طبع آن در سردى و خنکى مانند کافور بوده.

ب: بوى آن همچون بوى مشک بوده.

ج: طعمش نظیر طعم زنجبیل مى‏باشد.

د: شیرین‏تر از عسل.

ه: نرم‏تر و لطیف‏تر از سر شیر.

و: صاف‏تر از اشگ چشم.

ز: پاک‏تر از عنبر.

ح: از تسنیم که چاهى است در بهشت خارج مى‏گردد.

ط: در جوى‏هاى بهشت عبور مى‏کند.

ى: از روى ریگ‏هاى بهشتى که درّ و یاقوت هستند جارى مى‏باشد.

ل: کاسه‏هائى در آن است که عدد آنها از ستارگان آسمان بیشتر مى‏باشد.

ل: بوى خوش آن از مسافتى که باید آن را ظرف هزار سال پیمود به مشام مى‏آید.

م: کاسه‏هاى درون آن از زر و سیم و انواع و اقسام جواهر قیمتى است.

ن: از آن هر بوى خوش و نسیم معطّرى به صورت شارب مى‏وزد تا جایى که شارب مى‏گوید: کاش من را در همین جا به حال خود بگذارند، حاضر نیستم اینجا را به جاى دیگرى تبدیل کرده و آن را تغییر دهم.

پس از آن حضرت به مسمع بن عبد الملک کردین بصیرى فرمودند:

اى کردین توجّه داشته باش تو از کسانى هستى که از آب آن حوض مى‏آشامى. و نیست چشمى که براى ما بگرید مگر آنکه از نعمت نظر نمودن به آب کوثر بهره‏مند شده و از آن سیراب مى‏گردد.

دوستداران ما که از آب کوثر مى‏آشامند پس از نوشیدن از آن لذّتى که برده و طعمى که چشیده و شهوتى که در آن‏ها پدید آمده به مراتب بیشتر از لذّت و طعم و شهوتى است که به دیگران یعنى کسانى که در مرتبه پائین‏تر از حبّ ما هستند اعطاء مى‏گردد.

بر بالاى حوض کوثر امیر المؤمنین علیه السّلام ایستاده و در دست مبارکشان عصائى از گیاه عوسج بوده که با آن دشمنان ما را منکوب و مضروب مى‏سازند، یکى از آن دشمنان محضر مبارکش عرض مى‏کند: من شهادتین مى‏گویم.

حضرت مى‏فرماید: نزد امام خود «فلانى» برو پس از او بخواه که تو را شفاعت کند. آن شخص مى‏گوید: امام من که نامش را بردید از من تبرّى مى‏جوید. حضرت مى‏فرمایند: به پشت خود بر گردد و از کسى که دوستش مى‏داشتى و بر خلائق مقدّمش مى‏نمودى طلب شفاعت کن زیرا بهترین خلق نزد تو باید شفاعت را بکند چه آنکه بهترین مخلوقات کسى است که شفیع دیگران باشد. آن شخص مى‏گوید: از تشنگى مردم حضرت به او مى‏فرمایند: خداوند تو را تشنه‏تر کرده و عطشت را زیاد کند. راوى یعنى مسمع مى‏گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم این شخص چگونه نزدیک حوض مى‏رود در حالى که غیر از امیر المؤمنین علیه السّلام احدى بر آن قادر نیست؟ حضرت فرمودند: این شخص از اعمال زشتى چند اجتناب نموده و وقتى ما را نام مى‏برد از ناسزا گفتن و فحش دادن خوددارى مى‏کرد و کارهائى را که دیگران جرات نموده و انجام مى‏دادند وى آنها را ترک مى‏کرد ولى این نه بخاطر حبّ و دوستى با ما بوده بلکه منشأ آن زیاد عبادت نمودن و تدیّن و منصرف بودنش از ذکر مردم مى‏باشد ولى در قلبش نفاق بوده و دین و آئینش مذهب نصب و تبعیّت از اهل آن بوده و ولایت و دوستى خلفاء ماضى را داشته و آن دو نفر را بر هر کسى مقدّم مى‏کند

بخشش گناه ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام:
حدثنی حکیم بن داود، عن سلمه، عن یعقوب بن یزید، عن ابن أبی عمیر، عن بکر بن محمد، عن فضیل بن یسار، عن أبی عبد الله(علیه السلام)، قال: من ذکرنا عنده ففاضت عیناه ولو مثل جناح الذباب غفر له ذنوبه ولو کانت مثل زبد البحر

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷، کامل الزیارات ج:۱ ص: ۲۰۸، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنه التحقیق،چاپ اول، الناشر:موسسه نشر الفقاهه عید الغدیر ۱۴۱۷

حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند: کسى که نام ما نزد او برده شود و از چشمانش اشگ بیاید اگر چه به قدر بال پشه باشد گناهانش آمرزیده شود و لو به اندازه روى دریاها باشد.

امام صادق علیه السلام وبیان جواز گریه بر امام حسین علیه السلام:
حدثنا محمد بن محمد، قال: حدثنا أبو القاسم جعفر بن محمد بن قولویه رحمه‌الله، قال: حدثنی أبی، قال: حدثنی سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد ابن عیسى، عن الحسن بن محبوب الزراد، عن أبی محمد الأنصاری، عن معاویه بن وهب، قال: کنت جالسا عند جعفر بن محمد علیهما‌السلام إذ جاء شیخ قد انحنى من الکبر، فقال: السلام علیک ورحمه الله وبرکاته. فقال له أبو عبد الله: وعلیک السلام ورحمه الله وبرکاته، یا شیخ ادن منی، فدنا منه فقبل یده فبکى، فقال له أبو عبد الله علیه‌السلام: وما یبکیک یا شیخ؟

قال له: یا بن رسول الله، أنا مقیم على رجاء منکم منذ نحو من مائه سنه، أقول هذه السنه وهذا الشهر وهذا الیوم، ولا أراه فیکم، فتلومنی أن أبکی! قال: فبکى أبو عبد الله علیه‌السلام ثم قال: یا شیخ، إن أخرت منیتک کنت معنا، وإن عجلت کنت یوم القیامه مع ثقل رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله. فقال الشیخ: ما أبالی ما فاتنی بعد هذا یا بن رسول الله. فقال له أبو عبد الله علیه‌السلام: یا شیخ، إن رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله قال: إنی تارک فیکم الثقلین ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا: کتاب الله المنزل، وعترتی أهل بیتی، تجئ وأنت معنا یوم القیامه. قال: یا شیخ، ما أحسبک من أهل الکوفه. قال: لا. قال: فمن أین أنت؟ قال: من سوادها جعلت فداک. قال: أین أنت من قبر جدی المظلوم الحسین علیه‌السلام؟ قال: إنی لقریب منه قال: کیف إتیانک له؟ قال: إنی لآتیه وأکثر. قال: یا شیخ، ذاک دم یطلب الله(تعالى) به، ما أصیب ولد فاطمه ولا یصابون بمثل الحسین علیه‌السلام، ولقد قتل علیه‌السلام فی سبعه عشر من أهل بیته، نصحوا لله وصبروا فی جنب الله، فجزاهم أحسن جزاء الصابرین، إنه إذا کان یوم القیامه أقبل رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله ومعه الحسین علیه‌السلام ویده على رأسه بقطر دما فیقول: یا رب، سل أمتی فیم قتلوا ولدی. وقال علیه‌السلام. کل الجزع والبکاء مکروه سوى الجزع والبکاء على الحسین علیه‌السلام.

أبی جعفر محمّد بن الحسن بن علی بن الحسن الطّوسی [ شیخ الطائفه ] الوفاه: ۴۶۰، الامالی ج:۱ص:۱۶۱ تحقیق: مؤسسه البعثه، چاپ اول،الناشر: دار الثقافه ١۴١۴ هـ.ق

پیر مردى با کمر خمیده بحضور آن حضرت مشرف شد و گفت: السلام علیک و رحمت اللَّه. امام صادق پاسخ سلامش را دادند و فرمودند: اى پیرمرد نزدیک من بیا. وقتى نزد آن حضرت آمد دست آن بزرگوار را بوسید و گریان شد حضرت صادق به او فرمود: اى پیرمرد چه چیزى تو را گریان کرد؟ گفت: یا ابن رسول اللَّه! من مدت صد سال است که به امید شما هستم میگویم: در این سال، در این ماه، در این روز(شما خروج خواهید کرد) ولى اثرى از آن معلوم نیست. شما مرا ملامت میکنید که چرا گریه میکنم! امام جعفر صادق گریان شد و فرمود: اى پیرمرد! اگر آرزوى تو بتأخیر بیفتد با ما خواهى بود و اگر در باره آن تعجیل شود روز قیامت با عترت رسول خدا خواهى بود. پیرمرد گفت: هر چه بعد از این از من فوت شود باکى نخواهم داشت. حضرت صادق علیه السلام فرمود: اى پیرمرد پیغمبر اسلام صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: انى تارک فیکم الثقلین، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: کتاب اللَّه المنزل و عترتى: اهل بیتى. یعنى من دو چیز پر بهاء را در میان شما میگذارم که اگر به آنها متمسک و متوسل شوید هرگز گمراه نخواهید شد! آن دو چیز عبارتند از: قرآن خدا که نازل شده و عترت من که اهل بیت من میباشند. اى پیرمرد تو میائى و در روز قیامت با ما خواهى بود. سپس امام صادق علیه السلام فرمود: اى پیرمرد گمان میکنم که اهل کوفه باشى؟ گفت: نه. فرمود: پس اهل کجائى؟ گفت: فدایت شوم از اطراف کوفه میباشم. فرمود: تا قبر جد مظلومم امام حسین چقدر فاصله دارى، گفت: نزدیک هستم‏. فرمود: چقدر بزیارت قبر امام حسین میروى؟ گفت: من زیاد آن حضرت را زیارت میکنم. حضرت صادق علیه السلام فرمود: خون امام حسین یک خونى است که خدا آن را مطالبه خواهد کرد. هیچ مصیبتى مثل مصیبت حسین دچار فرزندان فاطمه نشده و نخواهد شد. امام حسین با هفده نفر از اهل بیت خود در حالى شهید شدند که براى خدا نصیحت و صبر کردند. خدا هم بهترین جزاء صابرین را به آنان عطا کرد. هنگامى که روز قیامت فرا رسد پیامبر خدا با امام حسین در حالى میایند که دستش بالاى سرش خواهد بود و خون میچکد. آن حضرت میفرماید: پروردگارا از امت من جویا شو: براى چه پسر مرا کشته‏اند؟ حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر جزع و گریه‏اى مکروه است غیر از جزع و گریه از براى امام حسین.

امام صادق علیه السلام وبیان جواز سینه زنی بر امام حسین علیه السلام:
وذکر أحمد بن محمد بن داود القمی فی نوادره قال: روى محمد بن عیسى عن أخیه جعفر بن عیسى عن خالد بن سدیر أخى حنان بن سدیر قال: سألت ابا عبد الله علیه‌السلام عن رجل شق ثوبه على أبیه أو على امه أو على اخیه أو على قریب له فقال: لا بأس بشق الجیوب. قد شق موسى بن عمران على أخیه هارون، ولا یشق الوالد على ولده ولا زوج على امرأته، وتشق المرأه على زوجها سألت ابا عبد الله علیه‌السلام عن رجل شق ثوبه على أبیه أو على امه أو على اخیه أو على قریب له فقال: لا بأس بشق الجیوب. قد شق موسى بن عمران على أخیه هارون، ولا یشق الوالد على ولده ولا زوج على امرأته، وتشق المرأه على زوجها وإذا شق زوج على امرأته أو والد على ولده فکفارته حنث یمین ولا صلاه لهما حتى یکفرا ویتوبا من ذلک، وإذا خدشت المرأه وجهها أو جزت شعرها أو نتفته ففی جز الشعر عتق رقبه أو صیام شهرین متتابعین أو اطعام ستین مسکینا، وفی الخدش إذا دمیت وفی النتف کفاره حنث یمین، ولا شئ فی اللطم على الخدود سوى الاستغفار والتوبه، وقد شققن الجیوب ولطمن الخدود الفاطمیات على الحسین بن علی علیهما‌السلام، وعلى مثله تلطم الخدود وتشق الجیوب.

الشیخ الطوسی، الوفاه:۴۶۰، تهذیب الاحکام، ج: ۸ ص : ۳۲۵، تحقیق: السید حسن الخراسان، چاپ سوم،الناشر:دار الکتب الاسلامیه –تهران ۱۳۶۲

ابن سدیر نقل مى‌کند که از امام صادق(ع) در مورد مردى سؤال کردم که لباسش را براى پدر یا مادرش یا برادرش و یا یکى از نزدیکانش پاره کرده است. آیا این عمل او جایز است؟ امام(ع) فرمودند: پاره کردن لباس اشکالى ندارد. موسى(ع) براى هارون(ع) پیراهن پاره کرد. البته پدر براى فرزند و مرد براى زنش نمى‌تواند پیراهن پاره کند. اما زن مى‌تواند در عزاى شوهرش لباسش را پاره کند و اگر پدر در مرگ فرزندش و مرد در مرگ همسرش چنین کرد کفاره آن همانند شکستن قسم است و نماز این دو مادامى که کفّاره نداده‌اند و از عمل خود توبه نکنند، پذیرفته نیست. زمانى که زن به صورت خود چنگ بزند و یا موهایش را ببرد و یا بکند، براى بریدن مو باید برده‌اى را آزاد کند، یا دو ماه پشت سر هم روزه بگیرد یا شصت فقیر را غذا دهد. چنانچه صورتش را بخراشد و خون خارج شود و یا موى خود را بکند، کفاره شکستن قسم بر عهده او است. در لطمه به صورت، کفاره‌اى غیر از استغفار و توبه نیست و به تحقیق زنان بنى هاشم بر حسین بن على(ع) گریبان چاک کردند و بر گونه‌ها نواختند و بر مانند او باید بر گونه‌ها نواخته شود و گریبان‌ها چاک گردد.»‌

امام صادق علیه السلام وبیان استغفار امام حسین علیه السلام برای گریه کنندگان:
حدَّثنی أبی رحمه‌الله عن الحسین بن الحسن بن أبان، عن الحسین بن سعید، عن عبدالله بن المغیره، عن عبدالله بن عبدالرَّحمن الأصمّ، عن عبدالله بن بُکَیر الاُرجانیِّ. وحدَّثنی أبی رحمه‌الله عن سعد بن عبدالله، عن محمّد بن الحسین، عن محمّد بن عبدالله بن زُراره، عن عبدالله بن عبدالرَّحمن الأصمّ، عن عبدالله بن بُکَیر « قال: حَجَجْتُ مع أبی عبدالله علیه‌السلام ـ فی حدیث طویل ـ فقلت: یاابن رسول الله لو نُبِش قبرُ الحسین بن علیٍّ علیهما‌السلام هل کان یُصابُ فی قبره شیءٌ؟ فقال: یاابن بُکَیر ما أعظم مسائِلُک، إنَّ الحسین علیه‌السلام مع أبیه واُمّه وأخیه فی منزل رَسول اللهِ صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ومعه یُرزقون ویحبون وأنّه لعَلى یمین العَرش متعلّق(کذا) یقول: یارَبِّ أنْجزْ لی ما وَعَدتَنی، وإنّه لینظر إلى زُوَّاره، وأنّه أعرف بهم وبأسمائهم وأسماءِ آبائهم وما فی رِحالهم من أحَدِهم بولده، وأنّه لینظر إلى مَن یبکیه فیستغفر له ویسأل أباه الاستغفار له، ویقول: أیّها الباکی لَو عَلِمتَ ما أعدّ اللهُ لک لَفَرِحْتَ أکثر ممّا حَزِنْتَ، وإنّه لیستغفر له مِن کلِّ ذنبٍ وخطیئهٍ

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷، کامل الزیارات،ج: ۱ص ۱۱۰، تحقیق: بهراد الجعفری،الناشر:مکتبه الصدوق

عبد اللَّه بن بکیر که گفت: با حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام حجّ به جا آوردم… حدیث طولانى است و در یکى از فقرات آن راوى مى‏گوید: محضر امام علیه السّلام عرض کردم: اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اگر قبر حضرت حسین ابن على علیهما السّلام را نبش کنند در قبر به چیزى برخورد و اصابت مى‏کنند یا نه؟ حضرت در جواب فرمودند: چقدر سؤال بزرگى کردى، حضرت حسین علیه السّلام با پدر و مادر و برادر بزرگوارشان در منزل رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بوده و جملگى با آن حضرت از روزى خدا بهره‏مند مى‏شوند و در خصوص آن جناب باید بگویم که حضرتش بر سمت راست عرش چنگ زده و به درگاه الهى عرض مى‏کند: یا ربّ أنجز لی ما وعدتنى(آنچه را به من وعده دادى روانما).

و آن حضرت به زوّار خود نگریسته و به آنها و به اسماء ایشان و اسماء پدرانشان و آنچه در خورجین و بارشان مى‏باشد اعرف و آگاه‏تر از ایشان به فرزندشان مى‏باشد و نیز آن جناب به گریه‏کننده‏گانش نظر فرموده و براى آنها طلب آمرزش نموده و از پدر بزرگوارش درخواست استغفار براى ایشان مى‏نماید و خطاب به کسانى که برایش گریه مى‏کنند کرده و مى‏فرماید: اى کسى که گریه مى‏کنى اگر بدانى چه خدا برایت آماده نموده مسلّما سرور و شادى تو بیشتر از حزن و اندوهت مى‏گردد و این حتمى است که حقتعالى تمام گناهان و لغزشهاى تو را بواسطه این اشگى که ریخته‏اى مى‏آمرزد.

امام صادق علیه السلام وبیان ثواب گریه براهل بیت علیهم السلام:
وعن حکیم بن داود، عن سَلَمَهَ، عن علیِّ بن سَیف، عن بَکر بن محمّد، عن فَضَیل بن فَضاله، عن أبی عبدالله علیه‌السلام « قال: مَن ذُکِرْنا عِنده ففاضَتْ عَیناه حرَّم اللهُ وَجْهَه على النّار ».

جعفر بن محمد بن قولویه، الوفاه: ۳۶۷،کامل الزیارات،ج: ۱ص ۱۱۱، تحقیق: بهراد الجعفری،الناشر:مکتبه الصدوق

فضیل بن یسار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

کسى که نام ما نزد او برده شود و از چشمانش اشگ بیاید اگر چه به قدر بال پشه باشد گناهانش آمرزیده شود و لو به اندازه روى دریاها باشد.

گریه امام کاظم بر امام حسین علیه السلام
تعبیری که در باره حزن و اندوه حضرت امام کاظم علیه السلام در روایات بیان شده، بسیار تعبیر قابل توجهی می باشد که به جرأت می توان گفت با وجود چنین تعابیری از ائمه در عزای امام حسین علیه السلام طرح چنین شبهاتی، امروزه بی اساس وبه دور از بحث علمی می باشد، در روایتی در کتاب گرانسنگ امالی شیخ صدوق از زبان مبارک حضرت رضا علیه السلام آمده است:

حدثنا جعفر بن محمد بن مسرور(رحمه الله)، قال: حدثنا الحسین بن محمد بن عامر، عن عمه عبد الله بن عامر، عن إبراهیم بن أبی محمود، قال: قال الرضا(علیه السلام): إن المحرم شهر کان أهل الجاهلیه یحرمون فیه القتال، فاستحلت فیه دماؤنا، وهتکت فیه حرمتنا، وسبی فیه ذرارینا ونساؤنا، وأضرمت النیران فی مضاربنا، وانتهب ما فیها من ثقلنا، ولم ترع لرسول الله(صلى الله علیه وآله) حرمه فی أمرنا. إن یوم الحسین أقرح جفوننا، وأسبل دموعنا، وأذل عزیزنا، بأرض کرب وبلاء، أورثتنا الکرب والبلاء، إلى یوم الانقضاء، فعلى مثل الحسین فلیبک الباکون، فإن البکاء یحط الذنوب العظام. ثم قال(علیه السلام): کان أبی(صلوات الله علیه) إذا دخل شهر المحرم لا یرى ضاحکا، وکانت الکآبه تغلب علیه حتى یمضی منه عشره أیام، فإذا کان یوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته وحزنه وبکائه، ویقول: هو الیوم الذی قتل فیه الحسین(صلوات الله علیه)

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الامالی، ج: ۱ ص: ۱۹۱، چاپ اول، الناشر: تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه – مؤسسه البعثه –قم، ۱۴۱۷ ه‌. ق

امام رضا «ع» فرمود محرم ماهى بود که اهل جاهلیت نبرد را در آن حرام مى‏دانستند و خون ما را در آن حلال شمردند و حرمت ما را هتک کردند و ذرارى و زنان ما را اسیر کردند و آتش بخیمه‏هاى ما زدند و آنچه بنه در آن بود چپاول کردند و در امر ما رعایتى از رسول خدا «ص» نکردند روز شهادت حسین «ع» چشم ما را ریش کرد و اشک ما را روان ساخت و عزیز ما را در زمین کربلا خوار کرد و گرفتارى و بلا بما دچار ساخت تا روز قیامت بر مانند حسین باید گریست این گریه گناهان بزرگ را بریزد سپس فرمود پدرم را شیوه بود که چون محرم میشد خنده نداشت و اندوه بر او غالب بود تا روز دهم روز دهم روز مصیبت و حزن و گریه‏اش بود و میفرمود در این روز حسین کشته شد

گریه امام رضا علیه السلام بر امام حسین علیه السلام
حضرت امام رضا علیه السلام نیز، در روایات متعددی به گریه و بیان ثواب گریه وحتی نوحه سرایی وبیان مصائب پرداخته است، همچنین ایشان روز عاشوراء را روز حزن و اندوه وگریه معرفی می کند که باید در این روز بر حضرت اباعبدالله علیه السلام عزاداری و گریه کرد.

امام رضا علیه السلام وبیان ثواب گریه برا امام حسین علیه السلام:
حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحاق(رحمه الله)، قال: أخبرنا أحمد بن محمد الهمدانی، عن علی بن الحسن بن علی بن فضال، عن أبیه، قال: قال الرضا(علیه السلام): من تذکر مصابنا وبکى لما ارتکب منا کان معنا فی درجتنا یوم القیامه، ومن ذکر بمصابنا فبکى وأبکى لم تبک عینه یوم تبکی العیون، ومن جلس مجلسا یحیى فیه أمرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص: ۱۳۱،چاپ اول، الناشر: تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه – مؤسسه البعثه –قم، ۱۴۱۷ ه‌. ق

حضرت رضا فرمود هر که یاد مصیبت ما کند و بگرید بدان چه با ما کردند روز قیامت با ما در درجه ما است و هر که یاد مصیبت ما کند و بگرید و بگریاند دیده‏اش گریان نشود روزى که همه دیده‏ها گریانست و هر که بنشیند در مجلسى که امر ما در آن زنده مى‏شود دلش نمیرد روزى که دلها بمیرد

روضه خوانی امام رضا علیه السلام وبیان ثواب گریه:
حدثنا محمد بن علی ماجیلویه(رحمه الله)، قال: حدثنا علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن الریان بن شبیب، قال: دخلت على الرضا(علیه السلام) فی أول یوم من المحرم، فقال لی: یا بن شبیب، أصائم أنت؟ فقلت: لا. فقال: إن هذا الیوم هو الیوم الذی دعا فیه زکریا(علیه السلام) ربه عز وجل، فقال:(رب هب لى من لدنک ذریه طیبه إنک سمیع الدعاء) فاستجاب به، وأمر الملائکه فنادت زکریا وهو قائم یصلی فی المحراب:(أن الله یبشرک بیحیى) فمن صام هذا الیوم ثم دعا الله عز وجل استجاب الله له، کما استجاب لزکریا(علیه السلام). ثم قال: یا بن شبیب، إن المحرم هو الشهر الذی کان أهل الجاهلیه فیما مضى یحرمون فیه الظلم والقتال لحرمته، فما عرفت هذه الامه حرمه شهرها ولا حرمه نبیها(صلى الله علیه وآله)، لقد قتلوا فی هذا الشهر ذریته، وسبوا نساءه، وانتهبوا ثقله، فلا غفر الله لهم ذلک أبدا. یا بن شبیب، إن کنت باکیا لشئ، فابک للحسین بن علی بن أبی طالب(علیه السلام)، فإنه ذبح کما یذبح الکبش، وقتل معه من أهل بیته ثمانیه عشر رجلا ما لهم فی الارض شبیه، ولقد بکت السماوات السبع والارضون لقتله، ولقد نزل إلى الارض من الملائکه أربعه آلاف لنصره فوجدوه قد قتل، فهم عند قبره شعث قبر إلى أن یقوم القائم، فیکونون من أنصاره، وشعارهم: یا لثارات الحسین. یا بن شبیب، لقد حدثنی أبی، عن أبیه، عن جده(علیه السلام): أنه لما قتل جدی الحسین(صلوات الله علیه)، مطرت السماء دما وترابا أحمر. یا بن شبیب، إن بکیت على الحسین(علیه السلام) حتى تصیر دموعک على خدیک غفر الله لک کل ذنب أذنبته، صغیرا کان أو کبیرا، قلیلا کان أو کثیرا. یا بن شبیب، إن سرک أن تلقى الله عز وجل ولا ذنب علیک، فزر الحسین(علیه السلام). یا بن شبیب، إن سرک أن تسکن الغرف المبنیه فی الجنه مع النبی وآله(صلوات الله علیهم)، فالعن قتله الحسین. یا بن شبیب، إن سرک أن یکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسین(علیه السلام) فقل متى ما ذکرته: یا لیتنی کنت معهم فأفوز فوزا عظیما. یا بن شبیب، إن سرک أن تکون معنا فی الدرجاب العلى من الجنان، فاحزن لحزننا وافرح لفرحنا، وعلیک بولایتنا، فلو أن رجلا تولى حجرا لحشره الله معه یوم القیامه

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص: ۱۹۲، چاپ اول، الناشر: تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه – مؤسسه البعثه –قم، ۱۴۱۷ ه‌. ق

ریان بن شبیب گوید روز اول ماه محرم خدمت حضرت رضا رسیدم بمن فرمود اى پسر شبیب روزه‏اى؟ گفتم نه فرمود این روزیست که زکریا بدرگاه پروردگارش دعا کرد و گفت پروردگارا بمن ببخش از پیش خود نژاد پاکى زیرا تو شنواى دعائى خدا برایش اجابت کرد و بفرشتگان دستور داد ندا کردند زکریا را که در محراب ایستاده بود که خدا تو را بیحیى بشارت میدهد هر که این روز را روزه بدارد و سپس دعا بدرگاه خدا کند خدا مستجاب کند چنان که براى زکریا مستجاب کرد سپس گفت اى پسر شبیب به راستى محرم همان ماهى است که اهل جاهلیت در زمان گذشته ظلم و قتال را بخاطر احترامش در آن حرام مى‏دانستند و این امت حرمت این ماه را نگه نداشتند و نه حرمت پیغمبرش را در این ماه ذریه او را کشتند و زنانش را اسیر کردند و بنه‏اش را غارت کردند خدا هرگز این گناه آنها را نیامرزد اى پسر شبیب اگر براى چیزى گریه خواهى کرد براى حسین(ع) گریه کن که چون گوسفند سرش را بریدند و هجده کس از خاندانش با او کشته شد که روى زمین مانندى نداشتند و آسمانهاى هفت‏گانه و زمین براى کشتن او گریستند و چهار هزار فرشته براى یاریش بزمین آمدند و دیدند کشته شده و بر سر قبرش ژولیده و خاک آلود باشند تا قائم(ع) ظهور کند و یاریش کند و شعار آنها یا لثارات الحسین است اى پسر شبیب پدرم از پدرش از جدش برایم باز گفت که چون جدم حسین(ع) کشته شد آسمان خون و خاک سرخ بارید اى پسر شبیب اگر بر حسین گریه کنى تا اشگت بر گونه‏هایت روان شود خدا هر گناهى کردى از خرد و درشت و کم و بیش بیامرزد. اى پسر شبیب اگر خواهى خدا را بر خورى و گناهى نداشته باشى حسین را زیارت کن اى پسر شبیب اگر خواهى در غرفه‏هاى ساخته بهشت با پیغمبر ساکن شوى بر قاتلان حسین لعن کن اى پسر شبیب اگر خواهى ثواب شهیدان با حسین را دریابى هر وقت بیادش افتادى بگو کاش با آنها بودم و بفوز عظیمى مى‏رسیدم اى پسر شبیب اگر خواهى با ما در درجات بلند بهشت باشى براى حزن ما محزون باش و و براى شادى ما شاد باش و ملازم ولایت ما باش و اگر مردى سنگى را دوست دارد با آن‏ خدا روز قیامت محشورش کند.

عاشوراء روز اندوه و گریه:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا قَال‏ مَنْ تَرَکَ السَّعْیَ فِی حَوَائِجِهِ یَوْمَ عَاشُورَاءَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ مَنْ کَانَ یَوْمُ عَاشُورَاءَ یَوْمَ مُصِیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکَائِهِ جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرُورِهِ وَ قَرَّتْ بِنَا فِی الْجِنَانِ عَیْنُهُ وَ مَنْ سَمَّى یَوْمَ عَاشُورَاءَ یَوْمَ بَرَکَهٍ وَ ادَّخَرَ فِیهِ لِمَنْزِلِهِ شَیْئاً لَمْ یُبَارَکْ لَهُ فِیمَا ادَّخَرَ وَ حُشِرَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَعَ یَزِیدَ وَ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ زِیَادٍ وَ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ لَعَنَهُمُ اللَّهُ إِلَى أَسْفَلِ دَرْکٍ مِنَ النَّار

الشیخ الصدوق، الوفاه: ۳۸۱، الکتاب، الامالی، ج: ۱ ص:۳۰۶، تحقیق: الشیخ احمد الماحوزی، الناشر:موسسه الصادق للطباعه والنشر

امام رضا «ع» فرمود هر که روز عاشورا کارهاى خود را تعطیل کند خدا حوائج دنیا و آخرتش را برآورد، هر که روز عاشوراء را روز مصیبت و حزن و گریه خود کند خداى عز و جل روز قیامت را روز خرسندى و شادیش سازد و در بهشت چشمش بما روشن شود و هر که روز عاشورا را روز برکت داند و براى خانه‏اش ذخیره‏اى نهد برکت ندارد و روز قیامت با یزید و عبید اللَّه بن زیاد و عمر بن سعد بدرک اسفل دوزخ محشور گردد.

عزاداری امام حسن عسکری برای امام حسین علیهما السلام
امام حسن عسکری علیه السلام نیز، تعبیر بسیار جالبی در مورد امام حسین علیه السلام به کار می برند که نشان از حزن و اندوه این امام بزرگوار نسبت به مصیبت امام حسین علیه السلام دارد، ایشان در دعایی می فرمایند حضرت امام حسین علیه السلام قبل از شهادتشان از نحوه شهادتشان باخبر بودند و تمام آسمانها بر آن حضرت گریه کردند:

قال الشیخ أبوجعفر الطوسی رحمه الله

خرج الی القاسم بن العلاء الهمدانی وکیل أبی محمد علیه السلام أن مولانا الحسین علیه السلام ولد یوم الخمیس لثلاث خلون من شعبان، فصمه فیها و ادع بهذا الدعاء:

اللهم انی أسألک بحق المولود فی هذا الیوم، الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته، بکته السماء و من فیها و الأرض و من علیها و لما یطألأبتیها، قتیل العبره، و سید الاسره، الممدود بالنصره یوم الکره، المعوض من قتله أن الأئمه من نسله، و الشفاء فی تربته، و الفوز معه فی أوبته، و الأوصیاء من عترته بعد قائمهم و غیبته، حتی یدرکوا الأوتار، و یثأروا الثأر، و یرضوا الجبار، و یکونوا خیر أنصار، صلی الله علیهم مع اختلاف اللیل و النهار

الشیخ الطوسی،الوفاه:۴۶۰، مصباح المتهجد ج: ۱ ص:۸۲۶، چاپ اول،الناشر: مؤسسه فقه الشیعه بیروت – لبنان ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱ م [بی تا]

خداوندا تو را می خوانم و از تو درخواست می کنم بحقیقت مولودی که در این روز پا به عرصه ی شهود نهاده آنکسیکه بشهادت او پیش از ولادت و به دنیا آمدن او وعده داده شده و آنکس که آسمان بر مصیبت او گریست با کسانیکه در آنند و زمین و کسانی که بر آن قرار دارند و ساکنین آسمان و زمین برای او گریستند در آن وقت که او هنوز قدم بدولابه مدینه نگذاشته بود یا اینکه هنوز هیچ بشری قدم به آنجا ننهاده بود(در صورتیکه کلمه یطاء بصیغه مجهول خوانده شود و دولابه طرفین شهر مدینه و دو کوهی است که آن را فراگرفته) شهید و کشته شده اشک و عبره بوده که از برای او همه گریه کرده و خواهند کرد از آغاز خلقت تا پایان جهان و سرور و سالار خاندان عصمت و طهارت آن کسی که امداد کرده می شود بیاری و مددکاری در روز رجعت و بازگشت، آن کسی که عوض و پاداش داده شده از قتل و شهادت خود به اینکه امامان و پیشوایان نه گانه از نسل او می باشند و خدای متعال شفا و درمان دردها را در تربت او قرار داده و رستگاری و موفقیت را با او در بازگشت و رجعت وی و جانشینان پیغمبر از عترت او بعد از ظهور قائم ایشان و غیبت آن سرور قرار داده(اشاره به اینکه ائمه هم در رجعت بعد از ظهور امام قائم علیه السلام به دنیا برمی گردند تا اینکه درک کنند و تلافی نمایند خونخواهی او را و به جوش بیاورند آن خون پاک را تا این که خشنود سازند خدای جبار و آفریدگار را و باشند ایشان برای او بهترین کمک کاران و یاوران و درود بفرستند خدا برایشان تا اختلاف شب و روز و زیاد و کم شدن یا تضاد و تباین و اختلاف شب و روز در کار است.

امام علیه السلام در این دعای زیبا، تعبیر جالب “قتیل العبره ” را به کار می برند، در توضیح این عبارت مهم علامه ی مجلسی می نویسند:

«أنا قَتیلُ العَبَرهِ» أی قتیلٌ منسوبٌ إلى العبره والبکاء وسببٌ لها. أو اُقتل مع العبره والحزن وشدّه الحال. والأوّل أظهر

العلامه المجلسی، الوفاه: ۱۱۱۱، بحار الأنوار ج: ۴۴ ص: ۲۷۹،الناشر: مؤسسهالوفاء

من شهید اشک هستم میفرماید: یعنى من منسوب به اشک و گریه و سبب آنها میباشم، یا اینکه با گریه و غم و اندوه کشته خواهم شد، ولى احتمال اول واضحتر است.

گریه حضرت ولی عصر علیه السلام بر امام حسین علیه السلام
گریه ی حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، در المزار الکبیر با تعابیر بسیار سوزناکی نقل شده است، که نه تنها دلالت بر جواز عزاداری بلکه حتی میشود گفت دلالت بر اهمیت عزاداری نیز دارد.

در کتاب المزار الکبیر آمده است که:

فلئن أخرتنی الدهور، وعاقنی عن نصرک المقدور، ولم أکن لمن حاربک محاربا، ولمن نصب لک العداوه مناصبا، فلأندبنک صباحا ومساء، ولأبکین علیک بدل الدموع دما، حسره علیک وتأسفا على ما دهاک وتلهفا، حتى أموت بلوعه المصاب وغصه الاکتیاب

الشیخ أبو عبد الله محمّد بن جعفر المشهدی، الوفاه: ۶۱۰، المزار الکبیر ج:۱ ص:۵۰۱ تحقیق: جواد القیومی الاصفهانی، چاپ اول، الناشر: نشر القیوم ١۴١٩ هـ.ق

اگرچه زمانه مرابه تأخیر انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازیارىِ تو بازداشت، ونبودم تا با آنانکه با تو جنگیدند بجنگم و با کسانیکه با تو دشمنى کردند خصومت نمایم،(درعوض) صبح وشام برتومویِه میکنم، و به جاى اشک براى توخون گریه میکنم، از روى حسرت و تأسّف و افسوس برمصیبت هائى که برتو واردشد، تا جائى که ازفرط اندوهِ مصیبت، وغم و غصّه شدّتِ حزن جان سپارم

السلام علیک، سلام العارف بحرمتک، المخلص فی ولایتک، المتقرب إلى الله بمحبتک، البرئ من أعدائک، سلام من قلبه بمصابک مقروح، ودمعه عند ذکرک مسفوح، سلام المفجوع المحزون، الواله المستکین.

الشیخ أبو عبد الله محمّد بن جعفر المشهدی،الوفاه: ۶۱۰، المزار الکبیر ج:۱ص:۵۰۰ تحقیق: جواد القیومی الاصفهانی،چاپ اول، الناشر: نشر القیوم ١۴١٩ هـ.ق

سلام برتو سلامِ آن کسى که به حُرمتِ توآشنا و در ولایت تو مُخلص و بى ریا است، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بیزاراست، سلام کسیکه قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یادتو جارى است، سلام کسیکه دردناک وغمگین وشیفته وفروتن است،

نتیجه
همانطور که گذشت معصومان علیهم السلام اهتمام ویژه ای نسبت به عزاداری امام حسین علیه السلام داشتنه اند و به انواع مختلف همچون «اشک ریختن، برگزاری مراسم عزاداری و سفارش به آن، غذا دادن در عزای آن حضرت، روضه خوانی برای ایشان و… » به زنده نگه داشتن این امر توجه نموده اند. از طرفی در بین این روایات تعداد قابل توجهی دارای سند صحیح ومعتبر می باشند، لکن سخن گفتن از سند این روایات، باتوجه به کثرت آنها کاری بیهوده می باشد. زیرا از این روایات تواتر معنوی در باب عزاداری به روشنی ثابت می باشد، و از نظر دانش حدیث مبرهن است که در چنین صورتی نیاز به بررسی سندی نیست.

همچنین مخفی نماند که این روایات صرفا دلیل بر جواز گریه بر حضرت اباعبدالله علیه السلام نمی باشد، بلکه به صورت کلی عزاداری را ثابت می کند، همانطور که در تعدادی از این روایات آمده خود امام معصوم از شاعران درخواست می کنند که نوحه سرایی کنند و امام معصوم واهل بیت مکرمشان علیهم السلام گریه می کردند.