امام باقر (ع) از دیدگاه اهل سنت

وجود مقدس پنجمین حجت خدا در اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری در شهر مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامی آن حضرت وجود مقدس چهارمین امام، حضرت زین العابدین سلام الله علیه و مادر بزرگوار ایشان، فاطمه دختر امام مجتبی سلام الله علیهما بود. فلذا آن حضرت اولین کسی بودند که والدین گرامیشان هر دو فاطمی بودند. بعد از شهادت پدر گرامیشان در سال ۹۵ هجری، سکان امامت و ولایت عالمیان به ایشان سپرده شد که نوزده سال و چند به طول کشید و سر انجام آن حضرت در هفتم ذی الحجه سال یک صد و چهارده توسط هشام بن عبدالملک به شهادت رسید و در کنار جد مادری خود یعنی امام حسن مجتبی سلام الله علیه و جد پدری خود امام سجاد سلام الله علیه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

در نوشته ای که در پیش روی شماست، به نظرات برخی از علمای اهل سنت پیرامون آن حضرت اشاره می شود.

عبدالله بن عطاء (معاصر امام باقر سلام الله علیه):

عبدالله بن عطاء از معاصرین حضرت چنین می گوید:

عن عبدالله بن عطاء قال ما رأیت العلماء عند أحد أصغر علما منهم عند أبی جعفر لقد رأیت الحکم عنده کأنه متعلم.[۱]

علماء و دانشمندان را پیش هیچ کسی کوچک تر از آنچه نزد ابو جعفر بودند، ندیدم. دیدم که حکم [بن عتیبه] مانند یک شاگرد در نزد او بود.

عطار نیشابوری (متوفای ۶۲۷ هـ):

عطار نیشابوری از ادباء و شعرای اهل سنت پیرامون امام باقر علیه السلام والصلاه چنین می نویسد:

آن حجت اهل معاملت آن برهان ارباب مشاهدت آن امام اولاد نبی آن گزیده احفاد علی آن صاحب باطن و ظاهر ابوجعفر محمد باقر رضی الله عنه به حکم آنکه ابتداء این طایفه از جعفر صادق کرده شد که از فرزندان مصطفی است علیه الصلوه و السلام ختم این طایفه هم برایشان کرده می‌آید گویند که کنیت او ابوعبدالله بود و او را باقر خواندندی مخصوص بود به دقایق علوم و لطایف اشارت و او را کرامات مشهور است به آیات باهر و براهین زاهر و می‌آرند در تفسیر این آیت که فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فرموده است که بازدارنده تو از مطالعه حق طاغوت است بنگر تا چه محجوبی بدان حجاب ازوی بازمانده به ترک آن حجاب بگوی که به کشف ابدی برسی و محجوب ممنوع باشد و ممنوعی نباید که دعوی قربت کند.

نقلست که از یکی از خواص او پرسیدند که او شب چون می‌گذراند گفت: چون از شب لختی برود او از اوراد فارغ شود به آواز بلند گوید الهی و سیدی شب درآمد و ولایت تصرف ملوک بسر آمد و ستارگان ظاهر شدند وخلایق بخفتند و صوت مردمان بیارامید و مردم از در خلق رمیدند و بایستهای خود بنهفتند و بنوم درها فروبستند و پاسبانان برگماشتند و آنها که بدیشان حاجتی داشتند فرو گذاشتند بار خدایا تو زنده و پاینده و بیننده غنودن بر تو روانیست و آنکه ترا بدین صفت نداند هیچ نعمت را مقر نیست تو آن خداوندی که رد سائل بر تو روا نباشد آنکه دعا کند از مومنان بردرگاهست سایل را باز نداری بار خدایا چون مرگ و گور و حساب را یاد کنم چگونه از دنیا بهره پس از تو خواهم از آنکه ترا دانم و از تو جویم از آنکه ترا می‌خوانم راحتی درحال مرگ بی‌برگ و عیشی درحال حساب بی‌عفاب این می‌گفتی و می‌گریستی تا شبی او را کسی گفت: یا سیدی چند گوئی گفت: ای دوست یعقوب را یک یوسف گم شده چنان بگریست علیه السلام که چشمهایش سفید شد من ده کس از اجداد خود یعنی حسین و قبیله او را در کربلا گم کرده‌ام کم از آن کی در فراق ایشان دیده‌ها سفید کنم و این مناجات به عربی بود و بغایت فصیح اما ترک تطویل کرده معانی آنرا به پارسی آوردیم تا مکرر نشود و به جهت تبرک ختم کتاب را ذکر او کردیم این بگفت: وجان به حق تسلیم کرد رضی الله عنه و عن اسلافه و حشرنا الله مع اجداده و معه آمین یا رب العالمین و صلی الله علی خیر خلقه محمد و آله اجمعین و نجنا برحمتک یا ارحم الراحمین.[۲]

ابن ابی الحدید (متوفای۶۵۵ هـ):

ابن ابی الحدید معتزلی از علمای اهل تسنن پیرامونآن حضرتمی نویسد:

وهو سید فقهاء الحجاز ، ومنه ومن ابنه جعفر تعلم الناس الفقه ، وهو الملقب بالباقر ، باقر العلم ، لقبه به رسول الله صلى الله علیه وسلم ولم یخلق بعد ، وبشر به ، ووعد جابر بن عبد الله برؤیته ، وقال : ستراه طفلاً ، فإذا رأیته فأبلغه عنی السلام ، فعاش جابر حتى رآه ، وقال له ما وصی به.[۳]

او [امام باقر سلام الله علیه] بزرگ فقهاء اهل حجاز بود و از او و فرزندش جعفر مردم فقه را آموختند و به باقر ملقب گردید و او باقر علم بود و رسول خدا صلی الله علیه [آله] و سلم او را به باقر ملقب کرده و بعد از او کسی خلق نشد و به او بشارت داده بود و به جابر وعده داد که او را می بیند و فرمودند: او را کودک می بینی. هنگامی که او را دیدی سلام مرا به او ابلاغ کن و جابر زنده بود تا او [امام باقر سلام الله علیه] را دید و آنچه به او وصیت شده بود را به ایشان عرضه داشت.

محی الدین نووی (متوفای ۶۷۶ هـ):

وی که از بزرگان شافعی مذهب اهل سنت می باشد، پیرامون آن حضرت چنین می نگارد:

محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم القرشی الهاشمی المدنی أبو جعفرالمعروف بالباقرسمی بذلک لأنه بقر العلم ای شقه فعرف أصله وعلمخفیه … وهو تابعی جلیل إمام بارع مجمع على جلالته معدود فی فقهاء المدینه وأئمتهم.[۴]

محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب که رضوان خدا بر آنان باد از قبیله بنی هاشم و از قریش، از اهالی مدینه می باشد. [کنیه ایشان] ابو جعفر معروف به باقر و به ایناسم نامیده شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را می شناخت … او از تابعین و فردی با عظمت و امامی ماهر و بر جلالتش اجماع وجود دارد جزو فقها و امامان مدینه شمرده می شد.

ابن خلکان (متوفای ۶۸۱ هـ):

ابن خلکان شافعی پیرامون عظمت امام باقر سلام الله علیه می نویسد:

محمد الباقر أبو جعفر محمد بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم أجمعین الملقب الباقر أحد الأئمه الاثنی عشر فی اعتقاد الإمامیه وهو والد جعفر الصادق.

کان الباقر عالما سیدا کبیرا وإنما قیل له الباقر لأنه تبقر فی العلم أی توسع.[۵]

محمد باقر [کنیه ایشان] ابوجعفر و محمد بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالبکه رضوان خدا بر آنان باد می باشد که ملقب به باقر گردید. او یکی از ائمه دوزاده گانه در اعتقاد شیعه هست و او پدر جعفر صادق است.

[امام] باقر [سلام الله علیه] فردی عالم و آقایی بزرگ و به او باقر گفته می شد چرا که در علم وسعتی ایجاد کرده بود.

رازی (متوفای ۷۲۱ هـ):

رازی از علمای ادیب اهل سنت در ذیل ماده ب ق ر چنین می نویسد:

و التبقر التوسع فی العلم ومنه محمد الباقرلتبقره فی العلم.

تبقر یعنی ایجاد وسعت در علم و از همین باب است که به محمد، باقر گفته می شود چرا که او در علم وسعت ایجاد کرد.[۶]

ابن تیمیه (متوفای ۷۲۸ هـ):

ابن تیمیه حرانی پیرامون امام باقر صلوات الله و سلامه علیه چنین اعتراف می کند:

ابو جعفرمحمد بن على من خیار اهل العلم والدین وقیل:انما سمی الباقر لانه بقر العلم.[۷]

ابوجعفر محمد بن على از بهترین هاى اهل علم و دین بود. گفته شده او را باقر نامیدند زیرا علم را شکافت.

ذهبی (متوفای ۷۴۸ هـ):

ذهبی از استوانه های علمی اهل سنت نیز امام باقر سلام الله علیه را چنین معرفی می کند:

ابنه أبو جعفر الباقر هو السید الإمام أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن علی العلوی الفاطمی المدنی ولد زین العابدین …وکان أحد من جمع بین العلم والعمل والسؤدد والشرف والثقه والرزانه وکان أهل للخلافه … وشهرأبو جعفر بالباقر من بقر العلم أی شقه فعرف اصله وخفیه ولقد کان أبو جعفر إماما مجتهدا تالیا لکتاب الله کبیر الشأن.[۸]

فرزند او [امام سجاد سلام الله علیه] آقا و امام، ابوجعفرمحمد بن علی بن الحسین بن علی علوی و فاطمی و از اهالی مدینه و فرزند زین العابدین بود … و تنها کسی بود که بین علم و عمل و سیادت و شرافت و اعتماد ووقار را جمع کرده بود … ابوجعفر به باقر مشهور گردید چرا که در علم وسعتی ایجاد کرده بود و او اصل علم و علوم مخفی را می شناخت و ابوجعفر امامی مجتهد و تالی کتاب خداوند بزرگ بود.

وی در جایی دیگر در ضمن نام بردن تک تک نام ائمه سلام الله علیهم اجمعین، پیرامون نام مبارک امام باقر سلام الله علیه چنین می نویسد:

وکذلک ابنه أبو جعفر الباقرسید امام فقیه یصلح للخلافه.[۹]

و فرزند او ابو جعفر باقر آقا، پیشوایی فقیه که صلاحیت خلافت را داشت.

و در کتاب تذکره الحفاظ نیز چنین می نویسد:

أبو جعفر الباقرمحمد بن علی بن الحسین الإمام الثبت الهاشمی العلوی المدنی أحد الأعلام … وکان سید بنی هاشم فی زمانه اشتهر بالباقر من قولهم بقر العلم یعنی شقه فعلم أصله وخفیه وقیل أنه کان یصلی فی الیوم واللیله مائه وخمسین رکعه.[۱۰]

ابو جعفر باقر محمد بن علی بن الحسین؛ پیشوایی پایدار، و از بنی هاشم، علوی و از اهالی مدینه و یکی از بزرگان بود … او بزرگ بنی هاشم در زمان خویش بوده و به باقر مشهور شد و از کلام علماء که می گویند: بقر العلم یعنی علم را شکافت اصل علم و علوم مخفی را می شناخت و گفته شده که او در روز و شب یکصد و پنجاه رکعت نماز می خوانده است.

وی در تاریخ الاسلام می نویسد:

محمد بن علی بن الحسین عابن علی بن أبی طالب الهاشمی العلوی ، أبو جعفر الباقر سید بنیهاشم فی زمانه.[۱۱]

محمد بن علی بن الحسین بنعلی بن أبی طالب از بنی هاشم، علوی [کنیه او] ابو جعفر باقر و بزرگ بنی هاشم در زمان خود بود.

صفدی شافعی (متوفای ۷۶۴ هـ):

وی نیز در کتاب الوافی بالوفیات چنین می نویسد:

الباقر رضی الله عنه محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم أبو جعفر الباقر سید بنی هاشم فی وقته … وکان أحد من جمع العلم والفقه والدیانه والثقه والسودد وکان یصلح للخلافه وهو أحد الأئمه الإثنی عشر الذین یعتقد الرافضه عصمتهم وسمی بالباقر لأنه بقر العلم أی شقه فعرف أصله وخفیه.[۱۲]

[امام] باقر [سلام الله علیه]، محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب که رضوان خدا بر آنان باد می باشد. [کنیه ایشان] ابو جعفر باقر می باشد و بزرگ بنی هاشم در زمان خودش بود … و تنها کسی بود که علم و دین و اعتماد و سیادت را در خود جمع کرده و یکی از ائمه دوزاده گانه ای است که شیعه به عصمت آنان معتقدند و به باقر نامیده شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را می شناخت.

یافعی (۷۶۸ هـ):

یافعی شافعی در حوادث سال یک صد و چهارده می نویسد:

وفیها توفى أبو جعفر الباقر محمد بن زین العابدین على بن الحسین بن على بن ابى طالب رضوان الله علیهم أحد الائمه الاثنى عشر فی اعتقاد الامامیه وهو والد جعفر الصادق لقب بالباقر لانه بقر العلم أی شقه وتوسع فیه ومنه.[۱۳]

در این سال، ابو جعفر باقر محمد بن زین العابدین على بن الحسین بن على بن ابى طالب که رضوان خدا بر آنان باد وفات یافت. او یکی از ائمه دوزاده گانه در اعتقاد شیعه هست و او پدر جعفر صادق است و به باقر ملقب گردید چرا که او علم را شکافت و در علم وسعتی ایجاد کرد.

ابن کثیر دمشقی (متوفای ۷۷۴ هـ):

ابن کثیر سلفی از برجسته ترین شاگردا ابن تیمیه حرانی باقر العلوم سلام الله علیه را چنین می ستاید:

وهومحمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب القرشیالهاشمیأبو جعفر الباقروأمه أم عبد الله بنت الحسین بن علی وهو تابعی جلیل کبیر القدر کثیرا أحد اعلام هذه الامه علما وعملا وسیاده وشرفا.[۱۴]

اومحمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب القرشی از قبیله بنی هاشم بود.أبو جعفر باقر و مادرش، ام عبدالله دختر حسین بن علی بوده است. او [امام باقر سلام الله علیه] ار تابعین بسیار جلیل القدر و یکی از بزرگان این امت از حیث علم و عمل و سیادت و شرف بود.

ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲ هـ):

ابن حجر عسقلانی نیز امام باقر سلام الله علیه را فردی فاضل و مورد اعتماد می داند چنان چه می نویسد:

محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب أبو جعفر الباقرثقه فاضل.[۱۵]

محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب أبو جعفر باقر فردی مورد اعتماد و صاحب فضل است.

او در تهذیب التهذیب تفصیل اقوال علمای اهل سنت پیرامون آن حضرت را چنین نقل می کند:

محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب الهاشمی أبو جعفر الباقر … قال بن سعد کان ثقه کثیر الحدیث … وقال العجلی مدنی تابعی ثقه وقال بن البرقی کان فقیها فاضلا وذکره النسائی فی فقهاء أهل المدینه من التابعین.[۱۶]

محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب، از قبیله بنی هاشم ابو جعفر باقر بود … ابن سعد در مورد او گفته: فردی مورد اعتماد و بسیار حدیث از او نقل شده است … عجلی پیرامون ایشان گفته است: از تابعین اهالی مدینه و مورد اعتماد بود و ابن برقی گفته است: او فردی فقیه و صاحب فضل بود و نسائی ایشان را جزو تابعینی که فقیه مدینه بوده برشمرده است.

بدر الدین عینی(متوفای ۸۵۵ هـ):

وی نیز حضرت باقر سلام الله علیه را چنین معرفی می کند:

واما محمد بن علی فهو : محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب ، رضی الله تعالى عنهم أجمعین ، الهاشمی المدنی ، أبو جعفر المعروف : بالباقر ، سمی به لأنه بقر العلم أی : شقه بحیث عرف حقائقه ، وهو أحد الأعلام التابعین الأجلاء.[۱۷]

محمد بن علی: او محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب که رضوان خدا بر آنان باد می باشد. از قبیله بنی هاشم و از اهالی مدینه بود. [کنیه ایشان] ابو جعفر معروف به باقر و به ایناسم نامیده شد چرا که علم را شکافت چرا که حقایق علم را می شناخت و او یکی از بزرگان تابعین بود.

وی همچنین در مغانی الأخیار چنین می نویسد:

محمد بن على بن الإمام الحسین بن على بن أبى طالب الإمام: أبو جعفر الباقر،علیه السلام، ثقه، فاضل.[۱۸]

امام محمد بن على بن الإمام الحسین بن على بن أبى طالب [کنیه اشان] ابو جعفر باقر علیه السلام و فردی مورد اعتماد و دارای فضل بود.

ابن حجر هیثمی (متوفای ۹۷۳ هـ):

ابن حجر هیثمی متعصب پیرامون امام باقر سلام الله علیه چنین می نویسد:

أبو جعفر محمد الباقرسمی بذلک من بقر الأرض أی شقها وأثار مخبئاتها ومکامنها فکذلک هو أظهر من مخبئات کنوز المعارف وحقائق الأحکام والحکم واللطائف ما لا یخفى إلا على منطمس البصیره أو فاسد الطویه السریره ومن ثم قیل فیه هو باقر العلم وجامعه وشاهر علمه وعمرت أوقاته بطاعه الله وله من الرسوخ فی مقامات العارفین ما تکل عنه ألسنه الواصفین وله کلمات کثیره فی السلوک والمعارف لا تحتملها هذه العجاله وکفاه شرفا أن ابن المدینی روى عن جابر أنه قال له وهو صغیر رسول الله صلى الله علیه وسلم یسلم علیک فقیل له وکیف ذاک قال کنت جالسا عنده والحسین فی حجره وهو یداعبه فقال: یا جابر یولد له مولود اسمه علی إذا کان یوم القیامه نادى مناد لیقم سید العابدین فیقوم ولده ثم یولد له ولد اسمه محمد فإن أدرکته یا جابر فأقرئه منی السلام.[۱۹]

لقب باقر برای ابو جعفر محمد باقر برگرفته از شکافتن زمین و بیرون آوردن گنج های پنهان آن است، بدین جهت که او از گنج های پنهان معارف و حقایق احکام آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی بصیرت و دل های ناپاک پوشیده نیست و از این جاست که وی را شکافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده ی علم خویش نامیده اند. و برای او از استواری و ثبات در مراحل سلوکِ عرفانی منزلتی است که وصف کنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه ی این سلوک و معارف دارای کلمات فراوانی است که فرصت، مجال طرح آن را نمی دهد.و در شرافت وی همین بس که ابن مدینی از جابر به ان حضرت در حالی که از نظر سن کوچک بود عرضه داشت: رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم به تو سلام رساند. حضرت فرمود: چگونه؟ جابر پاسخ داد: روزی حضر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم که [امام] حسین [سلام الله علیه] در دامان ایشان بود و پیامبر با ایشان شوخی می کرد و به من فرمود: ای جابر؛ از او (امام حسین سلام الله علیه) فرزندی متولد می شود که نامش علی است که روز قیامت منادی صدا می زند: زین العابدین بایستد سپس فرزند او [امام حسین سلام الله علیه یعنی امام باقر علیه السلام] می ایستد و سپس فرزندی از او متولد می شود که نام او محمد بوده واگر او را درک کردی سلام مرا به او برسان.

شعرانی (متوفای ۹۷۳ هـ):

وینیز در ضمن کسانی که در روش قرآن و سنت بوده اند امام باقر سلام الله علیه را ذکر و چنین می نویسد:

ومنهم أبو جعفر محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم أجمعین قال الثوری رحمه الله تعالى ، سمی بالباقر لأنه ؛ بقر العلم أی شقه ، فعرف أصله وعرف خفیه.[۲۰]

و از آن جمله، ابو جعفر محمد باقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن أبی طالبکه رضوان خدا بر آنان باد می باشد. ثوری می گفت: به باقر نام گذاری شد چرا که علم را شکافت و او اصل علم و علوم مخفی را می شناخت.

متقی هندی (متوفای ۹۷۵ هـ):

متقی هندی پیرامون جلالت باقر العلوم سلام الله علیه چنین می نگارد:

محمد بن علی بن الحسین هو الإمام الجلیل الهاشمی المدنی أبو جعفر الباقر.[۲۱]

محمد بن علی بن الحسین او امامی والا مقام، از بنی هاشم و مدینه ابو جعفر باقر بود.

ابن عماد حنبلی (متوفاى۱۰۸۹هـ):

ابن عماد حنبلی در حوادث سال یکصد و چهارده می نویسد:

وفیها توفی السید أبو جعفر محمد الباقربن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب ولد سنه ست وخمسین من الهجره … وکان من فقهاء المدینه وقیل له الباقر لأنه بقر العلم أی شقه وعرف أصله وخفیه وتوسع فیه.[۲۲]

در این سال آقا، ابو جعفر محمد باقر بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب وفات یافت. او در سال پنجاه و شش هجری به دنیا آمد. او از فقهاء مدینه بود و به او باقر گفته می شد چرا که علم را شکافته و اصل علم و علوم مخفی را می شناخت و وسعتی در علم ایجاد کرده بود.

شناخت واقعی انوار مقدس اهل بیت عصمت و طهارت و حجت های خداوند یگانه سلام الله علیهم اجمعین بر روی زمین جز با کسب معرفت از درگاه آن بزرگوران مقدور نیست و آنچه در پیش روی شما قرار گرفت، تنها برخی از نظرات علمای اهل تسنن پیرامون مقام والای پنجمین خوشید عالم تاب هدایت، حضرت باقرالعلوم صلوات الله و سلامه علیه بود.

[۱] – الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى۴۳۰هـ)، حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج ۳ ص ۱۸۶ ، ناشر: دار الکتاب العربی – بیروت، الطبعه: الرابعه، ۱۴۰۵هـ..

ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله،(متوفاى۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج ۵۴ ص ۲۷۸ ، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى ۵۹۷ هـ)، صفه الصفوه، ج ۲ ص ۱۱۰ ، تحقیق: محمود فاخوری – د.محمد رواس قلعه جی، ناشر: دار المعرفه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۳۹۹هـ – ۱۹۷۹م.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج ۹ ص ۳۱۱ ، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت.

[۲] – کدکنی نیشابوری، فرید الدین ابو حامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار ، تذکره الاولیاء، ص ۵۵۸-۵۵۹، بی جا، بی تا.

[۳] – إبن أبی‌الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفاى۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه،ج ۱۵ ص ۱۶۴ ،تحقیق: محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

[۴] – النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفاى۶۷۶ هـ)، تهذیب الأسماء واللغات، ج ۱ ص ۱۰۳ ، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۹۹۶م.

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفاى۶۷۶ هـ)، شرح النووی علی صحیح مسلم، ج ۱ ص ۱۰۲ ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۲ هـ..

[۵] – إبن خلکان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفاى۶۸۱هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان، ج ۴ ص ۱۷۴ ، تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافه – لبنان.

[۶] – الرازی، محمد بن أبی بکر بن عبدالقادر، (متوفای ۷۲۱هـ)، مختار الصحاح، ج ۱ ص ۲۴ ، الطبعه : طبعه جدیده ، تحقیق : محمود خاطر، دار النشر : مکتبه لبنان ناشرون – بیروت – ۱۴۱۵ – ۱۹۹۵.

[۷] – ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۴ ص ۵۰ ، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ..

[۸] – الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۴ ص ۴۰۱-۴۰۲ ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ.

[۹] – الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۱۳ ص ۱۲۰ ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ.

[۱۰] – الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ۷۴۸ هـ)، تذکره الحفاظ، ج ۱ ص ۱۲۴-۱۲۵ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى.

[۱۱] – الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۷ ص ۴۶۲-۴۶۳ ، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.

[۱۲] – الصفدی، صلاح الدین خلیل بن أیبک (متوفاى۷۶۴هـ)، الوافی بالوفیات، ج ۴ ص ۷۷ ، تحقیق أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفى، ناشر: دار إحیاء التراث – بیروت – ۱۴۲۰هـ- ۲۰۰۰م.

[۱۳] – الیافعی، ابومحمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان (متوفاى۷۶۸هـ)، مرآه الجنان وعبره الیقظان، ج ۱ ص ۲۴۷ ، ناشر: دار الکتاب الإسلامی – القاهره – ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۳م.

[۱۴] – ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج ۹ ص ۳۰۹ ، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت.

[۱۵] – العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲هـ)، تقریب التهذیب، ج ۱ ص ۴۹۷ ، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶.

[۱۶] – العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲هـ)، تهذیب التهذیب، ج ۹ ص ۳۱۱ ، ناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴ م.

[۱۷] – العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج ۳ ص ۵۲ ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

[۱۸] – العینى، أبو محمد محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد بن حسین الغیتابى الحنفى بدر الدین (متوفاى۸۵۵هـ) ،‌ مغانى الأخیار، ج ۶ ص ۶۲ ، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

[۱۹] – الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى۹۷۳هـ)، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، ج ۲ ص ۵۸۶ ، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م.

[۲۰] – الشعرانی، أبو المواهب عبد الوهاب بن أحمد بن علی المعروف بالشعرانی (متوفای ۹۷۳هـ)، الطبقات الکبرى المسماه بلواقح الأنوار فی طبقات الأخیار، ج ۱ ص ۴۹ ، تحقیق: خلیل المنصور، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى۱۴۱۸هـ-۱۹۹۷م.

[۲۱] – الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفاى۹۷۵هـ)، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج ۱۴ ص ۱۴ ح ۳۷۸۵۹ ، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۹هـ – ۱۹۹۸م.

[۲۲] – العکری الحنبلی، عبد الحی بن أحمد بن محمد (متوفاى۱۰۸۹هـ)، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ج ۱ ص ۱۴۹ ، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ناشر: دار بن کثیر – دمشق، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ.